دائی ابراهیم

قرآن درمانی

دائی ابراهیم

دائی ابراهیم
دائی ابراهیم قرآن درمانی

داستان جن عاشق

داستان جن عاشق

یکی از دوستان نزد من آمده واظهار درد در بدن میکرد و میگفت من متأهلم ولی هر موقع که نزد همسرم میروم قدرت نزدیکی را از دست میدهم شروعبه خواندن قرآن برسر جوان نمودم . قسم دادم دعا خوندم ولی خبری نشد متوجه شدم مشکل از جوان نیست .به ایشان گفتم برو همسرت را بیاور.گفت همسرم مشکلی نداره و میدونم که سالمه. تأکید کردم برو همسرت را بیاور.وقتی آمدند از همسرش پرسیدم خواهرم زمانیکه شوهر شما نزدتان میآید آیا احساس ترس بشما دست نمیدهد.؟

در جواب گفت خیر. گفتم خُب مشکلی نیست وشروع به خواندن قرآن وادعیه کردم مدتی کمتر از یک ساعت نگذشت که آن خانم احساس درد نمود و یکدفعه بحالت اغماء از حال رفت .شوهر با دیدن حالت همسرش متأثرشد و نتوانست جلوی اشک خود را بگیرد . من بیشتر تفحص کرده و در نهایت آبیکه از قبل آماده داشتم( آبیکه بر آن قرآن وقسم خوانده میشود) بخورد آن زن بیچاره دادم که بمحض خوردن آب بحالت تهوع در آمد و سپس با تخلیه معده احساس آرامش و راحتی نمود و به حال طبیعی برگشت .من متوجه جن عاشقی شدم که در وجود زن بیچاره رفته بود.
ولی میدانید چرا آن جن خبیث وکافر دوست ما رو اذیت ومتألم میکرد ؟
بخاطراینکه مرد را از نزدیکی با زنش دور و محروم کند وپس از مدتی خود شروع به وسوسه کردن زن به عمل شنیع زنا نماید.( در اینجا یاد آور شوم که با این عمل چنانچه جن خبیث موفق به نقشه پلید خود بشود در عمل حرام زنا شریک میشود و به مقصود خود میرسد) . پس مواظب وسوسه های شیاطین باشیم واز نقشه های آنها آگاه شویم

آزار و اذیت شدن دختر توسط جن

بسم الله الرحمن الرحيم

از حضرت باقر العلوم عليه السلام روايت شده كه :

ابو خالد كابلي مدتي ملازمت پدر مرا نمود يعني امام سجاد عليه السلام .

روزي ابو خالد كابلي عرض كرد:مدتي است كه مادر خود را نديده ام و اذن خواست از آن حضرت كه خدمت مادرش برود.حضرت فرمود:به ابوخالد فردا مردي از اهل شام مي آيد كه صاحب عزت و ثروت مي باشد و دختري دارد كه او را جن آزار مي كند و معالجه او را طلب مي كند و هرقدر مال از او براي بهبودي دخترش بخواهي مي دهد و مضايقه نمي كند.چون وارد شود زودتر پيش او برو و بگو:من معالجه مي كنم به شرط اينكه ((ده هزار درهم))به من بدهي . چون وارد شد رفت و به او گفت:پدر دختر حاضر شد كه آن مبلغ را پرداخت نمايد.ولي فرمود كه :به تو حيله مي كند و آن مبلغ را پرداخت نمي كند!! سپس فرمود: كه سر خود را در گوش چپ آن دختر بگذار و بگو:علي بن الحسين عليه السلام پيغام داده برويد و ديگر برنگرديد.پس آن جن رفت و دختر به هوش آمد و آرام گرفت.چون مال را از پدر آن دختر طلبيد به او پول نداد.

ابوخالد،خدمت پدرم عرض كرد.فرمود:به تو گفتم كه حيله مي كند وليكن باز آن جن به آن دختر بازگشت خواهد نمود.پس به او بگو:چون به عهدت وفا نكردي اين جن بازگشت نمود.

حال اگر((ده هزار درهم))را به دست علي بن الحسين عليه السلام دادي معالجه مي كنم كه ديگر برنگردد.آن مرد،مبلغ را به دست آن حضرت داد،پس ابو خالد رفت و در گوش آن دختر گفت:اي خبيث،امام علي بن الحسين عليه السلام مي فرمايد:از پيش اين دختر بيرون رو و معترض او مشو و اگر ديگر بار برگشتي به امر خداي تعالي تو را مي سوزانيم ،پس دختر به حال آمد و ديگر جن او را نگرفت.پس آن مبلغ را ابوخالد گرفت و براي ديدن مادرش به سفر رفت.


موضوعات مرتبط: داستان
برچسب‌ها: داستان

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ | 22:11 | نویسنده : دائی ابراهیم |

جنگ با شیاطین با شمشیر سوره بقره

با شمشیر سوره بقره به جنگ شیاطین رفتم

یکی از دوستان میگفت:بگذاریدجریان واتفاقاتی که در چند سال گذشته برایم رخ داده وبلا هائی که بر سرم آمده رو برای شما بازگو کنم وامیدوارم شنیدنش برای دیگران درس و تجربه خوبی باشه.

من در زمانی وضع مالی خوبی داشتم تا اینکه چند سال پیش یکدفعه ورق برگشت حال و وضع زندگیم تغییر کرد و روز بروز بدتر شد حالات کسلی ،خستگی ،خوابآلودگی.بدنی سنگین و فراموشی و بدشانسی در تجارت دائم یکی بعداز دیگری .خیلی برایم تعجب آور بود.حتی در تحصیلاتم هیچ پیشرفتی نداشتم .وکم کم به طرف گناه کشیده شدم وبعد از انجام گناه پشیمان شده توبه میکردم.و باز هم گناه میکردم و بعدش توبه.خودم هم خیلی از این وضع خسته شده بودم.تا اینکه با دوستانم در میان گذاشتم و آنها هم منو به معالجین با ادعیه دعوت کردند.من هم دعوتشان را اجابت نموده بطرف یکی از اشخاص معروف رفتم . وقتی به خانه آن شخص رسیدم دیدم مراجعین زیادی منتظر ورود به اتاق دعا نویس هستند .پس از چند ساعت وقتی داخل اتاقش شدم دیدم در اطاق ظرفهای کوچک وبزرگ وعجیب وغریب کنار خودش گذاشته بود پس از ورودم تمام چراغها اتاق رو خاموش کرد و در تاریکی قرار گرفتیم از او خواهش کردم چراغها را روشن کند گفت مهم نیست بنشین مهم معالجه شماست سؤال کردم چرا چراغها رو خاموش کردی .جوابی نداد .از من خواست نزدیکتر بروم منهم جلوتر رفته تا روبرو و مقابلش نشستم .سپس گفت چند لحظه ساکت شو تا من شروع به خواندن کنم .گفتم آیا قرآن میخوانی . گفت دیگر بیصدا باش وحرفی نزن.منهم ساکت شدم و شروع به خواندن قرآن کرد و بعد آن کلماتی زیر لب زمزمه کرد نامفهوم بود.گفتم لطفاً بلند تر بخوان تا بشنوم چه میخوانی. بمن گفت منم که معالجه میکنم نه تو پس ساکت شو .من ساکت شدم و او باز زیر لب زمزمه کرد .منهم در دل آیه الکرسی رو خوندم متوجه شدم که از خوندن آیه الکرسی حالتش تغییر کرد تحمل نکرده وناراحت شد گفت چه میخوانی ؟ گفتم آیه الکرسی .گفت نخوان من فقط باید بخوانم و هر بار بمن میگفت جای خود را عوض کن و فلان جا بشین.بار دیگر در دل آیه الکرسی را خوندم ومتوجه شدم این آیه باعث ناراحتی و فشار بر وجودش میشود.گفتم اگر با جن تعامل میکنی از خدا بترس. گفت خیر و در بین کارم صحبت نکن وفاصله نینداز قسمش دادم که آیا با جن سرو کار داری؟ دیگر مرا تحمل نکرد و گفت میخواهی معالجه شوی یا آمده ای فقط سؤال کنی؟ کسانی دیگری هستند که منتظرند معالجه شوند برو بیرون وبگذار دیگران بیایند .از اتاقش بیرون آمده وبه مراجعین گفتم این شخص با قرآن معالجه نمیکند از اجنه کمک میگیرد.مراجعین هم بمن گفتند چی میگی آقا این شخص افراد زیادی رو معالجه کرده . و کارش خوب است من از آنجا خارج شدم و دیگر به سراغش نرفتم. و موضوع معالجه رو مدت زیادی ترک کردم.روزها وماهها وسالهاگذشت و روز به روز حالم بدتر و بدتر میشد وهمیشه صبر کرده توکل برخدا را پیشه میکردم.پس از مدتی اجباراً باز هم به اشخاص دیگری مراجعه کردم دعاها خوندند کارهائی برایم کردند ولی نتیجه ای نمی گرفتم.دراین مدت به فکر ازدواج افتادم 10 تا 15 بار تلاش کردم ولی هر بار شکست میخوردم برایم خیلی عجیب بود منیکه در تجارت و دوستی تک بودم چرا به یکباره همه چیز بر علیه من بر گشته دیگر نمیدانستم چکار باید بکنم احساس کردم به بن بست رسیدم بدهی هایم بحد نهایت رسیده بود هیچ تجارتی یا تلاشی برایم موفقیت نداشته و برعکس ضرر وزیان در بر داشت.طوری شده بودم که هروقت سوار بر خودروی شخصی خود میشدم صدای عجیبی در صندلی عقب میشنیدم مثل این بود که کسی به صندلیها ضربه میزند.نمیتوانستم با کسی در این مورد صحبت کنم چون میترسیدم مرا به دیوانگی متهم کنند. احساس کردم تمام درها به رویم بسته شده .تا اینکه یکی از همسایه ها به من توصیه کرد سوره شریفه بقره را روزانه بخونم گفت که با خوندنش مثل این میمونه که با شمشیر خدا به جنگ اهریمن بری و بدان که هیچ موجود وقدرتی تاب وتوان تحمل سوره بقره رو نداره من که از همه جا ناامید شده بودم تصمیم گرفتم شروع کنم به خوندن سوره بقره در همان روزهای اول خوابهای عجیب میدیدم درخواب شمشیری که روی آن سوره بقره حک شده بود بدست داشتم وبا شیاطین مبارزه میکردم وهیچ شیطانی از تیغ شمشیرم جان سالم بدر نمیبرد. در رؤیا بوضوح دیدم شیاطین و عفریتها را با شمشیر یکی بعد ازدیگری از پای در می آوردم تا اینکه پیروز شدم ودر همان رؤیا مکان سحر و جادوئی که در حق من درست کرده بودن را مشاهده نمودم الله اکبر الله اکبرالله اکبر دیدم که با کمک مادرم گره های سحر رو یکی یکی باز میکردیم . در خواب شیطانی ظاهر شد میخواست به من حمله کند وشروع به جنگ با من کرد من با همان شمشیر به او حمله کردم دیدم فرار کرده به زیر زمین در گودالی فرو رفت و می گفت تا زمانیکه آیه الکرسی وسوره بقره را میخوانی بتو نزدیک نمیشویم .
. من با یکی از دوستان نزد استادی رفته جریان خوابها رو برایش تعریف کردم واو آبی را برایم آورد گفت رو آب قرآن قرائت شده از آن بخور من هم از آن آب خوردم چیزی نگذشت که ببخشید بالا آوردم چیزهای عجیبی از معده ام خارج شد.. در مرتبه بعدی پس از خوردن آن آب مقدار مو و. پوست..از معده ام خارج شد که برایم خیلی تعجب آور بود باورم نمیشد اینها در شکم من چه میکنند واز کجا آمدند . خیلی ناراحت بودم آخر چرا مگر من چه بدی در حق کسی کرده بودم که در حقم سحر وجادوی قوی درست کنن
روز بعد آن در خواب شیطانی آمده بمن گفت دیگر پیش این استاد نرو و عمل قرآن خوندنت رو ترک کن . فهمیدم قصد فریب من را دارد ومن با قرائت سوره شریفه بقره باعث نابودی شیاطین میشوم پس مرتب ادامه دادم تا در خواب همان شیطان را دیدم که با ضربات شمشیرم پاهایش شکسته شده.در آخر هم از من مأیوس شدند و مرا رها کردند.
به شکرانه خداوند رحمن روز بروز حال و وضعیتم بهتر وبهتر میشد خودروی جدید خریده تجارتم بهتر شده بود و خیلی زود ازدواج کردم و هر روز و شب خدا را شکر میکنم.


موضوعات مرتبط: داستان
برچسب‌ها: داستان

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ | 22:9 | نویسنده : دائی ابراهیم |

شیطان و اعترافات آن

شیطان و اعترافات آن

شیطان درطی اعترافاتی که درمحضرپیامبر اکرم (ص) داشته بیست ودو گروه از امت آن حضرت را بیان داشته که از دست کارها و افکار و عقائد آنها همواره در رنج وعذاب بوده است که دراین نوشتار فهرست وار به آنها اشاره می شود:

1.پیامبر

شیطان گفت : اولین وسخت ترین دشمن من شما هستی .پیامبر (ص) ازعلت آن پرسید، درجواب گفت: چون درقیامت گناهکاران را شفاعت می کنی و زحمات مرا ضایع و امیدم راقطع می نمایی.

2.عالم عامل

عالمی که به علمش عمل کند،دشمن است من هم دشمن او هستم.پیامبر دراین مورد فرمودند: عالم و دانشمندی که به علمش عمل کند، از هزار عابد برای شیطان خطرناک تر است .

3.حافظ وعامل قرآن

کسی که قرآن را فرا گرفته وحفظ نموده وبه تمام دستورات واحکام آن عمل می کند، او دشمن من ومن هم دشمن او هستم.

4.مؤذن

کسی که پنج وقت نماز، اذان بگوید و اقرار به شهادتین کند ومردم را ازخواب بیدار و متوجه عبادت خدا و نمازنماید.

5.دوستان فقراء

آنها کسانی هستند که فقراء ومساکین را ازیاد نمی برند ، همیشه متوجه آنها و به فکر ایشان هستند .در همه جا و در هرشرایط ازآنها دفاع می کنند و زندگی ایشان را تأمین می کنند.

6.دوستان ایتام

کسانی که با یتیمان دوست و مهربان هستند و همچون پدر و مادر دلسوز با آنان رفتار می کنند تا یتیمی را احساس نکنند.

7.فرد مهربان

که دلسوز مردم است و در مقابل کوچکترین ستمی که به یکی از بندگان خدا شود ،ناراحت شده و ازاو دفاع می کند و دلداریش می دهد.

8.فرد ناصح

کسی که برای رضای خدا،مردم را نصیحت می کند و به جزء رضایت الهی ، چیزی دردل ندارد.

9.دائم الوضو

کسی که درتمام حالات با وضو باشد و اگر وضوی او باطل شده، فوراً تجدید وضو نماید.

10.فرد بخشنده

کسی که مردم را درمالش شریک و مقداری از دارایی اش را به محرومان جامعه می بخشد و به فکر ذخیره و جمع آوری مال نیست.

11.فرد خوش خُلق

کسی که با همه با گشاده رویی رفتار می کند و با زبان و اعضایش افراد را آزار نمی رساند.

12.فرد قانع

کسی که در زندگی به کم دنیا و به آنچه خدا برایش مقرر فرموده راضی است.

13.پاک دامنان

زنان و مردانی که عفت داشته باشند؛ دامنشان آلوده به فحشاء و فساد نشده و پوشش اسلامی را همه جا حفظ کنند.

14.آمادگان مرگ

کسانی که همواره به فکر مرگ وآماده شدن برای آن هستند و هیچ وقت، آخرت را فراموش نمی کنند و همیشه برای اصلاح آن در تلاشند.

15.فروتنان

ایشان دربرابر خدا وخلق او تواضع می کنند و خود را کوچک می پندارند.

16.جوان عابد

جوانی که عاشق دین است، شب زنده داری کرده ، از بندگی خدا لذت می برد.

17.بازدارندگان نفس از حرام

کسی که نفس خود را ازحرام بازدارد، کسانی که حلال وحرام الهی را رعایت کرده و اعضاء و جوارح خود را به آن عادت نمی دهند.

18.خیر خواهان

کسانی که در نبود برادران مومن خود، دعای خیرشان می کنند، هرچیزی را که برای خود می پسندند، برای دیگران هم می پسندند و هر آنچه برای خود نمی پسندند، برای دیگران نیز نمی پسندند.

19.مهربان با پدر و مادر

کسانی که با پدر و مادر مهربان و به آنان احترام بگذارند.

20.پادشاه عادل

که آزروی عدالت با مردم رفتار کند ومردم درسایه او درآسایش باشند.

21.روزه داران بخشنده

روزه دارانی که مقداری ازمال خود رابه درماندگان می بخشند، مانند این است که مرا پاره پاره کرده ودر آتش انداخته باشند.

22.همنشین صالح

کسانی که رفت وآمد ، نشست وبرخاست ، گفت وشنود وخورد وخوراک و خواب آنان با صالحان و پرهیزکاران است.

«گریه شیطان»

رسول‌ خدا(ص‌):هرگاه‌ جواني‌ در ابتداي‌ جوانيش‌ ازدواج‌ كند، شيطان‌ ناله‌ مي‌كند: اي‌ واي‌! دينش‌ را از من‌ حفظ‌ نمود

علاوه براین مواردی که شیطان را آزار داده و ناراحت می کند برخی کارها نیز درطول زندگی حضرت آدم علیه السلام و فرزندانش و درطول تاریخ ، ابلیس را چنان آزار داده که باعث ناله و زاری ابلیس شده وحتی اورا به گریه واداشته است که در زیر به برخی ازآن موارد اشاره می کنیم :

1.توبه حضرت آدم(ع)

وقتی حضرت آدم توبه کرد وخدا توبه اش را پذیرفت شیطان ملعون چنان ازسوز دل ناله کرد که ملائکه آسمان وزمین رامتوجه کرد وهمه او را لعنت کردند.

2.داستان حضرت یوسف(ع) و زلیخا

روزی که حضرت یوسف از دست زلیخا گریخت ، شیطان از سوز دل ناله ای کرد که ملائکه صدای اورا شنیدند و لعنتش کردند .

3.واقعه غدیر خم

درغدیر خم، وقتی پیامبر (ص) امام علی (ع) را به خلافت منصوب کرد وفرمود «من کنتُ مولاه ُ فعلی ٌ مولاه»،شیطان ازدل پر دردش ناله ای کشید و گفت: ازاین پس چه کنم وچاره ام چیست ؟ اولادش راجمع کرد وگفت: تا می توانید مردم را به شک اندازید ، محبت ، ولایت و دوستی علی راچنان برمردم متشبه کنید که اورا به خدایی باورکنند واز غلو به جهنم بروند وعده ای از راه و روش او برگردند وجهنمی شوند.

4.واقعه کربلاوکشته شدن امام حسین(ع)

روز عاشوراء بسیار زحمت کشید تا زمینه ای فراهم کرد که همه لشکر عمر سعد ، علیه امام حسین (ع) شوریدند واو را به شهادت رساندند.آنگاه همه شیاطین روی زمین پخش شدند و با شادی وخوانندگی ابرازخرسندی کردند. شیطان می گفت: عجب خلق خدا را گمراه کردم و به مقصودم رسیدم .پس از اینکه شیطان از ثواب و مقام ومنزلت پیروان و زیارت کنندگان امام حسین (ع) آگاه شد از کرده خود پشیمان شده واز روی حسرت نعره ای کشیده که همه ملائکه لعنتش کردند. گفت واویلا، قضیه برعکس شد و مردم بیشتری داخل بهشت شدند.

5.مبعوث شدن پیامبر

وقتی پیامبر(ص) به پیامبری مبعوث شد ومردم رااز نادانی ، گمراهی وجهنم نجات داد وبه سوی بهشت رهنمون شد، ابلیس ناله کرد و فریاد کشید.

6.نزول سوره حمد

وقتی سوره مبارکه «حمد» نازل شد، ابلیس فریاد زد و ناله کرد، چون می گفت : این سوره سبب آمرزش گناهان اولاد آدم می شود.

7. طول دادن سجده

امام جعفر صادق(ع) می فرماید: وقتی انسان دربرابر خدا سجده کند و آن را طول دهد، شیطان از ناراحتی فریادش بلند می شود و به کناری رفته وشروع به گریه می کند ومی گوید: وای برمن ،این بنده خدا چگونه خدارا اطاعت می کند و در مقابل اورا به خاک می افتد، درحالی که من او را معصیت نمودم و به آدم سجده نکردم.

8.دیدار با مؤمن

دید و بازدید مؤمنان از یکدیگر شیطان راچنان ناراحت می کند که بصورت خود زده و دست وپای خود را زخمی می کند. امام‌ كاظم‌(ع‌):ديدار مؤمنين‌ با يكديگر بر ابليس‌ سخت‌ است‌ مخصوصا اگر اسمي‌ از فضائل‌ ما اهل‌ بيت‌ برده‌ شود كه‌ ابليس‌ آنقدر ناراحت‌ مي‌شود كه‌ ناله‌اش‌ بلند شده‌ و به‌ گوش‌ ملائكه‌ عرش‌ مي‌رسد و آنها هم‌ او را لعن‌ مي‌نمايند.

9.صدقه دادن

ابليس‌ به‌ موسي‌(ع‌)گفت‌ هرگاه‌ خواستي‌ صدقه‌ بدهي‌ زود بده‌ كه‌ اگربنده‌اي‌ خواست‌ صدقه‌ بدهد خودم‌ عهده‌ دار مي‌شوم‌ كه‌ مانع‌ اين‌ كارش‌ بگردم‌!

روزی پیامبر (ص) ازشیطان پرسید : ای ملعون . چرا مانع از صدقه دادن می شوی؟ عرض کرد :یا رسول الله .اگر اره ّای برسر من بگذارند ومانند درخت وچوب سرم را ارهّ کنند، برای من راحت تر از صدقه دادن اشخاص است .آن حضرت پرسیدند : چرا صدقه دادن چنان ناراحتت می کند.درجواب گفت : درصدقه دادن پنج خصلت است :

الف): مال را زیاد می کند.

ب): مریضان را شفا می دهد.

ج):بلاها را دفع می کند.

د):به سرعت برق از پل صراط می گذرند.

ذ):بدون حساب وارد بهشت می شوند و برای ایشان عذابی نیست.

پیامبر(ص) فرمودند: خدا عذابت را زیاد کند.

شیطان به عنوان دشمن دیرینه وپر کینه ، ازانجام هرعمل صالح وشایسته ای که منجر به سعادت افراد شود ناراحت و محزون می شود. پس مبارزه با شیطان جزء آسانترین کارهاست و کافیست برای مبارزه با او فقط کارهای انسانی و دینی خودرا انجام دهیم تا بدین وسیله به خدای تعالی وبه کمال خویش نزدیکترشویم.

منابع

1. صالحی حاجی آبادی، شیطان درکمینگاه.

2. قمی ،شیخ عباس ، سفینه البحار.

3. مجلسی ،محمد باقر، بحارالانوار.

4. برزگر ،کریم ،شیطان شناسی .


موضوعات مرتبط: داستان
برچسب‌ها: شیطان و اعترافات آن

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ | 17:43 | نویسنده : دائی ابراهیم |

داستان  زن جن زده

داستان زن جن زده

در یکی از کشورهای اسلامی دختری با جوانی از روی عشق و علاقه ازدواج میکنند.

ولی متاسفانه دیری نمیپاید که دختر جوان مبتلا به مرض صرع میشود.

مرضش طوری است که بعد از ساعت نه شب به بعد شروع میکند به جیغ زدن و پاره کردن لباس.

گاهی با صدای بلند خنده کردن!

هر پزشک و بیمارستانی که میبرند مشکل زن جوان نا علاج میماند.

تا اینکه شخصی آدرس عالم زبر دست و جلیل قدر را به شوهر زن میدهد.

ومیگوید که چندین مرتبه اشخاص مشابه رو علاج کرده.

زن جوان را نزد عالم می برند!

ابتدا عالم از زن سوالهایی می پرسد .

ومیگوید: این خانم توسط جن ها طلسم شده.و مبتلا به صرع نیست.

ومیگوید من یک جزء سوره بقرة بر او میخوانم اگه صدای زن قطع شد مشخصه که طلسم شده.

او سوره بقره را تا آیه 141میخواند.

ناگهان صدای زن قطع میشود.واز زن صدای عجیب و غریب در میآید که حاضران به وحشت می افتند.

شیخ شروع میکند به خواندن سوره صافات.و سوره حشر.

وبعد شروع میکند با جن صحبت کردن.

و مبگوید: تو را به عهدی که حضرت سلیمان بسته اید تذکر میدهم که از بدن زن خارج شوی.والا آنقدر قرآن میخونم که در جسد زن خفه بشی.

جن فریاد میزند: من به دستور شیطان بزرگ ماموریت دارم که در بدن زن بمانم تا خودش را یا حلق آویز کند،،،،یا خود سوزی کند.... یا از بلندی پرت کند..... یا جلو ماشین بیندازد.....

شیخ میگوید بیا بیرون یا خودم تورو میکشم.

جن میگوید: فرقی نمیکند اگه تو من را نکشی شیطان من را میکشد که کارم را به پایان نرساندم.میگوید پس زن را رها کن بیا داخل بدن من.

جن بدن زن را رها میکند و میخواهد وارد بدن شیخ شود ولی میبیند نمیتواند وارد بدن شیخ شود.

شیخ میگوید:چرا وارد نمیشوی؟

جن میگوید: میخواهم ولی دور جسد تو حصاری از آهن کشیده شده.

تا میخواهد برگردد به جسد زن میبیند که بدن زن هم حصاری آهنی دارد و نمیتواند وارد شود.

شروع میکند گریه کردن.ومیگوید که شیطان بزرگ من و خانواده ام را نابود میکند.

شیخ به جن میگوید: راه فرار هم وجود دارد.اسلام بیاور و نماز و قرآن بخوان شیطان بزرگ که هیچ جد شیطان بزرگ کاری به کارت نداره.

جن مسلمان میشود و خانوادش را به نزد شیخ می آورد تا اسلام بیاورند.

شیخ از جن سوالهای میپرسد که شما در عهد کفر چه کسی را عبادت میکنید.

جن میگوید: که ما فقط از ابلیس اطاعت میکنیم.اگه نافرمانی میکنیم کشته میشویم.

شیخ میپرسد: تا حالا چند ماموریت این چنینی انجام دادید وکجا؟

جن میگوید خیلی.گاه وقتی به نقاط دور دست دنیا فرستاده میشویم مثل هند و آفریقا یا دورتری

یکبار در هند وارد بدن خانمی شدم که آخر سر خودکشی کرد.

گفت مورد آخر توسط چه کسی فراخوانده شدی؟!

گفت از قضا این خانم خواستگار ی داشته و وقتی به خواستگار اولی جواب منفی میدهد.نامزد سر شکسته برای انتقام دست به دامن رمالها و طلسم نویسان میشود .طلسم عروس خانم توسط مادر نامزد سر خورده داخل گلدان جلو راه پله ورودی منزل عروس و داماد جا گذاشته شده.تا اینکه من کمین خانم نشستم تا چه موقعه از یاد خدا غافل میشود.

تا اینکه که همراهش وارد حمام شدم.

و وقتی او خود را برهنه کرد و قبلش نامی از خدا نبرد از طرف مقعد وارد جسمش شدم .

در آخر شیخ آن داماد و عروس را نصیحت میکند.و میگوید:سعی کنید تا در حمام کاملا برهنه نشوید .واگر هم خواستید خود را در حمام برهنه کنید قبل از ورود به حمام بگوید:

"بسم الله الذی لا اله الا هو"

این دعا چشم جن ها را از بدن انسان میبندد

هر روز صد بار بگویید:

"لااله الا الله وحده لا شریک له ، له الملک وله الحمد ، بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر"

اگر این ذکر را هر روز صبح وشام بخوانید .خداوند دیواری از آهن بدور شما بوجود می آورد اگر ماهر ترین جادوگران شما را طلسم کنند .جن های کافرنمیتوانند وارد بدن انسان شوند.

هرروز سه بار سوره "قل هوالله احد" و معوذتین بر خود و بچه های خود بخوانید!!!

همان طور که پیامبر صلى الله عليه وسلم، بر حسن وحسین(ع) میخواند.

تا از چشم زخم در امان باشید.

هر گاه میخواهید شیر آب گرم باز کرده یا آب گرم غذا را دور بریزید حتما بسم الله بگوید.

یاعلی مدد


موضوعات مرتبط: داستان
برچسب‌ها: جن عاشق , جنیه عاشقه , جن زده , داستان جن

تاريخ : سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۲ | 12:24 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نظرات کاربران درباره ی دستور پنبه و سوختن عارض

مرضیه :

سلام دایی امیدوارم حالتون خوب باشه
دایی این اواخر خیلی از لحاظ جنسی اذیت بودم دستور پنبه رو انجام دادم تقریبا دومین روز یا سومین روز تو رختخواب میخواستم بخوابم یه چیز بزرگ از سر تا پام برداشته شد دایی همون لحظه بهم فهمونده شد که یه مرد میمیره که من هیچ دوستش ندارم و همون لحظه این چیز از من برداشته شد دایی شما بهم گفته بودین سوره انسان رو تو رختخواب بخونم نمیدونم اثر این سوره است یا دستور پنبه اما دایی صبحش بیدارشدم از لحاظ روحی و ماورایی حالم خیلی بهتر بود خیلی اذیت بودم ولی ظهرش بازم یه چیزی وارد شد و اذیت شدم ولی الان بهترم

پاسخ: سلام دایی جان دعا می‌کنیم حالت روز به روز بهتر بشه اون حالت که بهت دست داد به خاطر دستور پنبه است اثرش بالاست عارض بخواد بهت تجاوز بکنه می‌سوزه

نیما :

سلام و عرض ادب . دایی ابراهیم یه دختر خانم تقریبا ٢٢ ساله ای هستن قریب ب یه ماه دستشویی نمیتونه بره دو سه بارم بستری شده دکتر ها هیچ کاری بلد نیستن بکنند . هر روغن و چیزی دیگه هم بگید خورده مثل کرچک سنا سرخ سیلاکس بادام دارو خارجی و... ولی جواب نداده تو عکس هم میگن پیچ روده نیست .بارها هم تنقیه کرده ولی باز جواب نگرفته . حالش خیلی بده و نمیدونند چ کار کنند لطفا بزرگواری کنید کمک کنید نجات پیدا کنه و از بین نره . ممنون از محبتتون .

پاسخ: علیکم
بفرمائید از کشف مطلب استفاده کنن اول علت رو بفهمین سپس درمان میدیم
یاعلی مدد



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۱ | 10:47 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نظرات کاربران درباره تاثیرات مثبت وبلاگ بر کاربران

فاطمه :

سلام دایی ، چقدر خوشحالم که خدا آدرس شما رو به من داد
کاش همه کاربرا به این نتیجه برسن که حضورشون تو این وبلاگ تصادفی نیست ،شک نکنن خدا خیلی دوسشون داره واین فرصت رو بهشون داده امیدوارم غنیمت بشمرن
دایی جان هر وقت یاد این لطفش میفتم ذکر الحمدلله کما هو اهله با آیه الکرسی رو میخونم تا حافظ شما باشه شما رو از همه ما نگیره
من هر روز بعد نماز صبح سوره یس و دعای عهد بعد نماز ظهر و عصر سوره نباء و نوح و بعد مغرب و عشا سوره واقعه و ملک رو میخونم زیارت عاشورا و دعای علقمه پشت سرش با حدیث کسا رو هم ۲۵ روزه شروع کردم البته زیارت عاشورا رو اکثر مواقع خوندم الان طبق تجربه کاربرا صوت صد سلام و لعنش رو هر روز پخش میکنم و خیلی از اعمال دیگه
امیدوارم ازم قبول کنه
به عشق این سر میکنم که جمعه شب بشه نصف شب دعای کمیل رو با صدای استاد فانی پخش کنم باهاش بخونم سوز صداش آدم رو ‌‌‌‌‌‌...😭
به بزرگی خودش قسم دوست دارم همش بشینم سر جاده باهاش حرف بزنم و گریه کنم، چقدر هوای بنده ها ش رو داره ما نمیدونیم😭😭😭
دایی من تو زندگیم تا بخوایی زجر کشیدم همیشه با خودم میگفتم چرا باید اینقدر تحمل کنم مگه من چه گناهی کردم، با این حال صبوری به خرج میدادم تازه فهمیدم چی به چیه و شکر گزار حکمتشم
امیدوارم منو ببخشه نگاهش رو ازم دریغ نکنه

پاسخ: سلام دایی جان
سی کو خدا شی فرموده سی بندهاش
(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ) [البقرة: ۲۲۲
(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) [البقرة:
(فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ) [آل عمران: ۷۶].
وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ) [آل عمران:
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ) [آل عمران:
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ) [التوبة: ۴]

فاطمه :

سلام دایی عزیزم شبتون بخیر، خدا قوت
دایی جان این دستورتون برگشت چشم زخم به حسود وابطال سحر و کشتن جن عاشق و مس جن غوغا میکنه خدا پدر ومادرتتون رو بیامرزه ،هرچند میدونم تمام دستوراتتون عالین👌 من همه اونهایی رو که عمل کردم کراماتشون رو به چشم خودم دیدم و با تمام وجودم قدرت کلام خدا رو حس کردم
قربون عظمتش برا خلق بنده خوبش که شما باشید چقدر امروز شکرش کردم که شما رو سر راه من قرار داده وگرنه خدا میدونه چه بلایی سرم اومده بود

۲۰ روزی میشه همین صوتتون رو بعد نماز صبح میزارم بالا سر خودم و بچهام پخش میشه، خودم تو خواب چند باری دیدم که حسودان حسدشون داره به خودشون برگشت میخوره حتی اونی که به صورتم حسودی میکرد و چهره زشت شده خودمو تو خواب به روم میاورد خودمو نشونم میداد، دیشب دیدم چهرش مثل روزهای اول من که نمیتونستم نگاه آیینه کنم زشت شده بود
البته تو واقعیت هم یه اتفاقاتی افتاده بخوام بگم طولانی میشه
ازصبحی که از خواب بلند شدم سبکتر شدم اون سنگینی کمتر شده انگار دارم از یه خواب طولانی بلند میشم، میدونم کاملا خوب نشدم و باید تا پاک سازی کامل به دستورات ادامه بدم
بعد پاکی ان شاءالله با قدرت ادامه میدم
دخترم هم همینطور اونهایی که برامون بد میخوان رو دیده بود که تف بهش پرت کرده بود میگفت اون شخص ازش میترسیده و نمیدونسته کاری کنه فقط نگاه کرده
نگاه کنید من اولین بار که گوشش دادم همینجا هم خوابمو گفتم
حیفم اومد تجربمو نگم چون این دستور زمان زیادی نمیبره امیدوارم بقیه هم انجام بدن و نتیجه بگیرن

[پاسخ:]
سلام دایی جان
آفرین برشما خدا شما وبچه هاتو حفظ کنه بحق محمد وآل محمد


موضوعات مرتبط: نظرات کاربران

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۱ | 10:15 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نظرات کاربران درباره افزایش رزق و روزی

حسن :

سلام روز شما بخیر
در رابطه با این گرونی ها بادی چیکار کرد واقعا نمیشه زندگی کرد آیا دعایی هست که جنود اسمان به کمک ما بیاید؟

پاسخ: سلام
سوره بقره آیه ۱۵۵ خداوند فرموده
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
و بی تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات [نباتی یا ثمرات باغ زندگی از زن و فرزند] آزمایش می کنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده.
وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ
و ما می خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمت های با ارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروت ها و سرزمین های فرعونیان] گردانیم
این‌کلام خدا جواب شماست
واما ذکری جهت گشایش ورزق و روزی
بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.
و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.
و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.
و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد
و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا
این دستور را عمل کنید ۴۰ روز سپس بیایید بهم بگید هیچ اثری ندیدم ببینم. محاله
و انشاالله اثری دیدید هیچ وقت این دستور رو ترک نکنید
یا علی مدد


موضوعات مرتبط: افزایش رزق و روزی ، نظرات کاربران

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۱ | 10:6 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نظرات کاربران درباره رها کردن عشق بی فرجام

غزل :

سلام. من دختریم که دوسال و نیم با پسری تو رابطه بودم و اوایل ایشون غیر مستقیم گفتن که قصدشون ازدواج نیست ولی من به امید اینکه روزی نظرشون عوض شه صبر کردم و وابسته شدم و ایشونم به من علاقه مندتر شد و ما حتی انقدر رابطمون خوب بود که تو دوسال و نیم دعوا هامون به تعداد انگشت های یه دستم شاید نرسه.ولی بخاطر اینکه وارد شغل نظامی شد و در محل کار بهش گیر دادن و متوجه رابطمون شدن ازش خواستن یا کات کنه یا تنبیه میشه. و اونم کات رو انتخاب کرد و من خیلی حال و روز بدی رو دارم میگذرونم. ایا اجازه میدید از این دعا استفاده کنم که یا برگرده به قصد ازدواج یا فراموشش کنم و تموم شه این عذابی که دارم میکشم؟ میدونم که احتمالا میگید چون محرم نبودید اجازه ندارم از دعا استفاده کنم ولی بدونید واقعا تو شرایط روحی بدی هستم و متوجه اشتباهاتم هستم ولی الان دیگه جز اینکه دعا کنم برگرده یا دعا کنم بتونم فراموشش کنم چاره ای ندارم.خواهش میکنم یه دعا یا راهی بهم بگید

پاسخ: سلام
دایی جان هیچ اداره و نظامی به کسی اجبار نمی‌کنه با دختر یا خانمی قطع رابطه کن وگرنه تنبیهت می‌کنیم این حرف حقیقت نداره به خودتون بیایید و درست فکر کنید اشتباه شما اینه که از روز اول گفت به قصد ازدواج نیستم ولی شما به این و امید باش وارد رابطه شدید پس خودتون خودتون رو ملاقات کنید نه اون آقا مختارید از این آیات استفاده کنید ی‌دونم چند سالتونه ولی اگر هنوز سنتون پایینه به فکر آینده خودتون باشید این آقا با شما ازدواج نمی‌کنه

غزل :

من براتون پیام گذاشته بودم چند دقیقه پیش گفتم بخاطر کار نظامی رابطه رو تموم کرده.منظورم این بود تعهد داده که رابطه خارج از شرع نداشته باشه و موقع جذبش حراست گوشیشو چک کرده و متوجه تماس هامون شده و ازش خواستن مراقب رفتاراش باشه وگرنه اخراج میشه.چیزی که خودش به من گفته اینه.و خودشم خیلی ناراحته و جفتمون باهم رفتیم پیش روانپزشک و داریم دارو میخوریم ولی نمیدونم به چه دلیلی با اینکه خودشم روز اخر گریه کرد و ناراحت بود حاضر نشد پیشنهاد ازدواج بده.ولی گفت من دیگه تو رابطه ای نمیرم و شاسد دوسه سال دیگه ازدواج کنم اونم بخاطر اینکه زندگیمو جمه ع کنم ولی الان گفت اهل ازدواج نیستم.من ۲۹ سالم هست و سنم پایین نیست اما این اولین رابطم بود و قبل از اون تجربه ای نداشتم و شاید بخاطر همین تو همچین رابطه بی سرانجامی موندم به امید اینکه روزی شرایط ازدواج مهیا بشه.

پاسخ: سلام
دایی جان شما مبخوابن فقط این آقارو داشته باشین حتی اگر ازدواج نکنه باشما درحالیکه اون از روز اول گفته من ازدواج نمیکنم
خب دایی اینقدر پیله نشید بهش دیگه چطور بگه که نمیخواد شمام نشستین منتظرشاااااید یه روز بیاد خب اینطور آینده خودت تباا میشه دختر بی فکری نکن دایی برو دنبال بختت بگذار اونم راحت باشه شماهم هنوز وقت دارین ۲۹سال جونین آینده خودتو در انتظار شایدها خراب نکن
حال بگین ازما چی میخواین؟


موضوعات مرتبط: نظرات کاربران

تاريخ : چهارشنبه سوم اسفند ۱۴۰۱ | 8:51 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نظرات کاربران درباره تاثیر سوره بقره در دفع جن

فاطمه :

سلام دایی جان، انشاءلله سلامت باشید
من عصری خوابیده بودم، همسرم در اتاق کناری قرآن میخوندن.
خواب دیدم یه کلاغ غول پیکر وحشی شبیه دایناسورها از بالکن منزل میخواست وارد خونه بشه و به سمتم حمله میکرد،
که تا صدای قرآن خوندن رو شنید چنااااان ترسید چشماش از ترس گرد شد و عقب عقب رفت و فرار کرد پرواز کرد و رفت.
بعد از بیداری از همسرم پرسیدم چی میخوندی گفتند بقره!

پاسخ: سلام
خیییلی عالی

فاطمه :

سلام دوستان، انشاءلله همه ما و مومنین و مومنات در پناه خدا و زیر سایه ائمه اطهار سلامت و دلمون با نور قرآن روشن باشه🤲📿🕋🌹💖
عزیزان من غسل باطل سحر انجام دادم خیلی خوب بود، حتما طبق دستور انجام بدید
برای من موقع خواب تنها بودم جن پشتم وایساده بود هر چی سعی میکردم الل اکبر بسم الله بگم نمیتونستم حرف بزنم یا حرکت کنم
دیگه بعد از بیداری دیسک پایین ستون فقراتم چنان گرفته بود که نمیتونستم کمرم رو صاف کنم! نشستن هم برام سخت بود.
دایی فرمودند غسل باطل سحر انجام بدم به لطف خدا خوب شدم
خیلی این دستورات قرآنی مجرب و عالی هست مداومت کنید باید سمت خدا بریم که خدا نجاتمون بده
خدا رحمت کنه پدر و مادر دایی ابراهیم عزیز رو و انشاءلله سلامتی کامل به خودشان و خانواده و همکاران محترمشان عطا کنه به حق امام زمان(عج)🤲📿💖

پاسخ: سلام بر شما خواهر گرامی وخانواده محترمتان
تشکر از دعای خیرتان خدا رحمت کنه رفتگانتون رو
شکر خدا که خوب شدین


موضوعات مرتبط: نظرات کاربران

تاريخ : چهارشنبه سوم اسفند ۱۴۰۱ | 8:42 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نظرات کاربران درباره کشف مطلب

امید :

سلام دایی جان خسته نباشید ، من امید هستم 28 ساله از کرمان ، من تقریباً چهار ساله که چندتا جن وارد زندگیم شده و نمیدونم دقیقا کی و چجوری شروع شد، و در گذشته هم یکبار دیگه یک مشکل تقریباً اینچنینی داشتم ولی آن‌زمان فقط حس میکردم در خواب و بیداری بدنم لمس میشه و بعد از یکسال با مراجعه به چند دعانویس خوب شدم، ولی اینبار اینها باهام حرف میزنن، نمیبینمشون اصلا فقط هرجا میرم همیشه همرامن و اذیتم میکنن و داعما حس میکنم یچیزی تو مو هام حرکت می‌کنه، و موقع خواب هم نزدیک گوشم همش حرف میزنن و تمام سعی‌شون رو میکنن نزارن بخوابم و گاهی در عالم خواب هم حضور دارن و اذیتم میکنن ، هرروز سوره جن و آیت الکرسی و معوذتین با چهار قل با صدای بلند میخونم و گاهی اسفند کندر هم دود میکنم و تمام در و دیوار خونمون پر از چهار قل و آیت الکرسی و اسما الله است با حرز ابی‌دجانه کبیر و خودمم قرآن و حرز ابی‌دجانه صغیر و کبیر با حرز امام جواد حمل میکنم و انگشتر حدید هفت جلاله و عقیق و شرف شمس بدستمه ولی هیچ تغییری نکردم ، به چند دعانویس رجوع کردم هرکی یچیزی گفت ولی با کارشون خوب نشدم، این آخری گفت سحر کهنه داری باید گوسفند برات بکشم با خونش برات انگشتر درست کنم بهت بدم ولی من چون وضع مالیم خوب نیست نتونستم هزینشو پرداخت کنم، تو این چند سال هر دعا و سوره و نمازی که فکرشو بکنین خوندم ولی هیچ فرقی نکردم، این روش هایی هم که تو وبلاگتون هست نمیدونم کدام مخصوص مشکل منه و از طرفی بعضیاشون زمان بر و سخته توان انجام دادنشون رو ندارم، ممنون میشم کمکم کنید اگر امکانش باشه خودتون هرکاری بتونید برام انجام بدید من هزینه شو تا جایی توانم باشه پرداخت میکنم، باور کنید زندگیمو خراب کردن و من فقط صداشون رو میشنوم اطرافیان اصلا نمیفهمن و همه جا باهامن تو دستشویی،حمام، بیرون و.. ، حتی یک هفته رفتم یزد موندم و مسافرت رفتم چند شهرستان ولی عوض کردن مکان هم جواب نداد مثل چسب ازم جدا نمیشن.

پاسخ: سلام
احتمالاً سحر قديمه يا انتقام از جن اول باید علت رو کشف بکنید بیخود به کسی پول ندید اول کار و نتیجه بعد هزینه

امید :

سلام مجدد ، مشکل اینجاست که اینا موقع خواب خیلی اذیتم میکنن که نخوابم و بعضی وقتا حتی دو شب نمیتونم بخوابم موهامو میکشن دست تو دهنم میکنن یا بدن دردم میکنن و.. برای همین خیلی مشکله دستوراته کشف مطلب رو به نحو صحیح انجام بدم، فکرم نمیکنم کار خودم باشه بیرون کردنشون چون خیلی کارا چندساله انجام دادم بی اثر بوده،شما خودتون نمیتونید برام کاری کنید؟دعایی عملی چیزی؟! اگه نه از دستورات وبلاگ هرکدام که بنظرتون مخصوص مشکل منه بگید انجام بدم واقعا به بن‌بست خوردم

پاسخ: سلام
دایی جان قبلاً هم به شما گفتیم در کرمون دنبال استاد قرآنی بگردین فقط حضوری درمانتون می‌شه
السلام موفق باشید


موضوعات مرتبط: نظرات کاربران

تاريخ : چهارشنبه سوم اسفند ۱۴۰۱ | 8:34 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نظرات کاربران درباره جلب محبت همسر و وکیل بی انصاف

زهرا :

سلام دایی جان
خانواده همسرم خیلی منو اذیت میکنن، همیشه بخاطر اونها دعوامون میشه و بحث داریم، مدام توی زندگیمون دخالت میکنن و اصلا همسرم جرات نمیکنه چیزی بهشون بگه، اصلا همسرم بدیهای اونا را درحقم نمیبینه، انگار وقتی میریم خونه باباش اینا همسرم کر و کور و لال میشه، فکرمیکنه من بدم، اصلا نمیفهمه اونا اذیتم میکنن، میخوام چشمای همسرم باز بشه، انقد کورکورانه اونا را تایید نکنه، واقعا برای خانوادش چشماش بسته س
چکارکنم؟ خواهش میکنم کمکم کنید

پاسخ: سلام همین آیات محبت رو برچیز شیرین بخونید به همسر و هم به خانواده همسرت بدین بخورن

خاتونک :

سلام دایی ابراهیم،خسته نباشید
دایی شوهرم بشدت ازم فاصله گرفته و هیچ حرفی نمیزنه با من و میگه نه زناشویی داشته باشیم نه حرفی بزنیم واگر میخوای جدا شیم برو و اگر نمی‌خوای باید اینجوری تحمل کنی و با هم هیچ نداشته باشیم و فقط در. حد کار.من این دستور انجام بدم ک اون غسل نمیکنه،تورو خدا راهنماییم کنید چکار کنم و چه دستوری انجام بدم

پاسخ: سلام
دایی جان باید اول کشف مطلب بزنید علت را بفهمید بعد درمان کنید
احتمالا سحر دارند

خاتونک :

سلام دایی جون ،دایی من بخاطر اینکه همسرم باهام همکاری نمیکنه و از طرفی بچه کوچیکه دارم نمیتونم اتاقی تنها بخوابم و کشف مطلب بزنم،و امروز صبح بعد نماز که همسرم رفت سرکار با توسل ب امام زمان 619بار اللهم عجل لولیک فرج خواندم و خوابیدم و تو حالت خلسه بودم متوجه شدم یکی اومد و کش موهام باز کرد و من محکم بغلم کرد و من میدونستم جن هست و ترسیده بودم و با بدبختی 4قل ک خواندم و آیه الکرسی رفت بیدار شدم و سر درد عجیب یه طرف صورتم داشتم و دوباره این اتفاق افتاد و من دوباره 4قل خواندم و ولم کرد و من خواب عمق ک رفتم تو خواب دیدم من عروس شدم و لباس عجیب تنم هست و یک بز سیاه و نوار طلایی هم داشت من مدام اذیت میکرد و هر جا میرفتم با من بود و من ازش ترس داشتم لطفا کمک کنید خوابن چی هست

پاسخ: سلام
جن عاشقه حتما حتما حضورا برید استاد قرآنی در شهر خود جنگیری کنن

رخساره :

با سلام خدمت دایی بزرگوار خسته نباشید من وکیل گرفتم برای کار دادگاهی اصلا کار نمی کنه ۳۰ میلیون هم پول دادم چه ذکری برای پس گرفتن پولم از این وکیل دستور می دید حق شما رو هم ادا می کنم ممنونم از پاسخگویی شما

پاسخ: سلام دایی
وکلا اکثراً اینطورن حرام خورن هیچ غلطی هم نمی‌کن
دعایی لازم نیست خود وکلا شورا و کانون دارند برید ازش شکایت کنید وکیل پست فطرت حرام خور به جاییکه پول شما رو بگیره از شما پول خورده ‌


موضوعات مرتبط: نظرات کاربران

تاريخ : چهارشنبه سوم اسفند ۱۴۰۱ | 8:29 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نکاتی که در بخش نظرات باید رعایت شود

نکاتی که در بخش نظرات باید رعایت شود

با سلام به کاربران محترم

ذکر چند نکته در خصوص نوشتن نظرات ضروری هست ، شامل موارد زیر :

هر موضوعی را در پست مربوط به خودش مطرح کنید موضوعی که درباره سحر هست در پستهای سحر و موضوعی که راجع به مس عاشق هست در پست مربوطه و به همین ترتیب باقی موضوعات

در فهرست موضوعی وبلاگ که در سمت راست وب در قسمت موضوعات وب قرار دارد پست مرتبط را پیدا کنید

از گذاشتن نامهای مبهم خودداری کنید مثل ن . یا خودم . یا دختر تنها و امثالهم . برای تمایز از اسامی مشابه به آن عدد یا علامت اضافه کنید

از تعریف کردن خواب و رویا صرف نظر کنند چون اولا خواب را هر کسی نمیتواند تعبیر کند دوما تعبیر کننده باید اذن تعبیر داشته باشد . سوما خواب شما را هر کاربر دیگری حتی در دل خود تعبیر کند آن تعبیر به شما میرسد . پس به صلاح خودتان هست که خوابتان را در معرض دید عموم تعریف نکنید . مُعَبِّر خواب هم خیلی مهم هست و در روایات هست که خواب خود را برای هر کسی تعریف نکنید .

نظرات حتی الامکان خلاصه و مفید باشد و از ذکر جزئیات غیر ضروری اجتناب شود چون نه دیگر جایی زیر آن باقی می ماند که ما پاسخ بگذاریم و نه وقت و حوصله ی خواندن نظرات طولانی وجود دارد .

نظراتی که درخواست توضیح مطالب پستها باشد پاسخ داده نمیشود ، چون مطالب واضح هست و مستلزم آن است که با دقت و تأمل خوانده شود و اگر متوجه نشدند باید چند بار بخوانند تا مطلب مفهوم شود .

نظراتی که مایوس کننده و دلهره آور باشد حذف میشود . چند مورد کاربران معترض شدند و گفتند که حال عادی داشتند اما با خواندن نظرات کاربرانی که ترس خود را با ذکر جزئیات مطرح کرده بودند ، دچار دلهره و اضطراب دائمی شدند . یا از خواندن نظرات حاوی غم و غصه و گریه، دچار یاس و نومیدی و غم و اندوه شدند . این نوع نظرات حذف میشوند . سعی شود مطالب و مشکلات خود را بدون ذکر جزئیات و بصورت کلی و معمولی بیان کنید

وقتی بخش نظرات خلوت باشد و فقط شامل سوالات اساسی و مهم کاربران باشد کاربران جدید و قدیم خیلی راحت و سریع به پاسخ سوال خود در نظرات مشابه میرسند


موضوعات مرتبط: پستهای راهنمای کاربران
برچسب‌ها: نحوه نظر نویسی

تاريخ : پنجشنبه ششم بهمن ۱۴۰۱ | 23:19 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نظرات کاربران درباره اجازه گرفتن برای انجام دستورات دایی ابراهیم

فاطمه :

سلام دایی ان شاءلله سلامت و خوب باشید در مورد اجازه گرفتن بعضی علمای روحانی میگن این اجازه گرفتن مال صوفیه هست و برای مریدپروری و تصرفات روحی در دیگران هست مگه صرف اینکه شما دستورات و تو سایت میزارید و ذکر می کنید در موارد درست استفاده بشه کافی نیست؟!بعضی افراد هم میگن با اجازه گرفتن به موکلین جنی اساتید علوم غریبه اجازه میدید وارد زندگی تون بشن !توضیح شما در مورد این نظرات چیه؟ممنون میشم جواب بدید

پاسخ: سلام لطفاً برای نام کاربری خود پسوند اضافه کنید
در مورد رخصت گرفتن برای اعمال روحانی و قرآنی ما منع کردیم که نامی از کسی برده بشه ولی در خصوص درمان جن زده و یا سحر شده حتماً رخصت و اجازه لازم و ضروری هست در غیر این صورت جن آسیب می‌زنه وقتی که میگید با اجازه استاد فلانی کی گفته که جن وارد خانه شما میشه این تفکر کاملاً اشتباهه این اجازه در اصل احترام به استاد و پشتیبانی استاد وجلوگیری از آسیب جن است جن و موکل سحر وقتی ببینه ما با رخصت عمل می‌کنید جرات نمی‌کنه آسیب بزنه این فلسفه اجازه گرفتن هستش
اون عالم یا هر کس که این حرفا را زده بگید بسم الله بیایید ما جن زده هستیم درمان کنید اگر جرات دارید که اکثراً از ترس حتی جوابتونو نمیدن نه اینکه با خوندن دو تا کتاب به خودشون بگن استاد

ادامه :

سلام دایی اگر فردی که چشم زده ناخواسته باشه آیا صحیح هست که ضرر چشم و به خودش برگردونیم ؟چون بعضی افراد ناخواسته چشم می زنند حتی میگن ممکنه مادر بچه شو ناخواسته چشم بزنه

پاسخ: سلام
اشخاصی که چشم می‌زنند خودشون واقف هستند که قدرت چشمشون بالاست و ضرر می‌زنن بعضاً عمداً این کارو می‌کنن و کسی که می‌دونه چشمش ضرر داره هیچ وقت کسی رو چشم نمی‌زنه سر خم می‌کنه پس کسی که عمدا چشم میزنه حقشه ضرر چشم رو به خودش برگردونیم مادریا پدر بچه وقتی از بچه خوششون میاد باید ماشالله بگن و اسپند دود کنن تا بچه‌ها آسیب نبینه

یا علی مدد


موضوعات مرتبط: نظرات کاربران

تاريخ : دوشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۱ | 16:49 | نویسنده : دائی ابراهیم |

نظرات کاربران درباره دست بزن شوهر

ثمین گلی:

سلام دای جان توروخدا کمکم ک کنید . من از شهدا کمک خواستم ... و شما توی ذهنم امدید. دای جان همسرم تازگیا دست بزن پیدا کرده برای این رفتارش یک هفته رفتم قهر . اگه عصبی بشه سریع دست روم بلند میکنه اون دفه زد لبمو پاره کردو توخیابون میخواست منو بندازه تو خیابون کتکم بزنه . مقاومت کردم اما غرورم بشدت جریحه دارشد . درمورد همسرم باز توصیح بدم ؟یعنی اون قبلیا رو خوندید ؟یا بازم یپام بنویسم ؟

پاسخ: سلام همه رو خواندم بر اساس گفته‌های شما من نظر میدم راست و دروغش گردن شماست این زندگی مصیبته و مشکل سازه و خیلی واضح هست که برای شما سحر و زبان بند درست کردن که مخالفت نکنید و هیچ وقت درخواست خود را بیان نکنید و در اختیارشون باشید این پدر و مادرش در حالی که فرزندشون مشکل داشته و بیمار بوده و هست شما رو مبتلا کردن و وقتی که میگی مادره ساحره پس شک نکن واست سحر زدن زبون بندی که در اختیارشون باشی هیچی نگی شما غسل باطل سحر رو بنویس ۷ روز پشت سر هم غسل بکن و از امشب نماز کشتن ساحر رو هر شب بخون هم شما هم مادر شما بخونید تا ساحر هر کس هست از بین بره
و در مورد زندگی شما با پدر مادر و بزرگان مشورت کنید هرچی اون‌ها گفتن عمل کنید

محیا :

سلام وقتتون بخیر
من هرموقع که میخوام کشف مطلبی رو انجام بدم دوتا گوشهام شدید داغ میکنن و درد میکنن و حالت وزوز میشنوم ضربان قلبم یهو میره بالا ، این موضوع نمیذاره که راحت بخوابم ، به خصوص داغ شدن و درد کردن گوشهام و بیشتر گوش سمت چپم حتی تا مدتی بعد از بیدار شدن ادامه داره،
به نظرتون چرا اینجوری میشم چیکار کنم انقدر اذیت نشم؟

پاسخ: سلام
خیلی واضحه که عارض جن دارید و نمی‌ذاره قبل از کشف زدن ۱۰ بار آیه الکرسی بخونید و و بعد از هر بار آیه الکرسی آیه اخراج انک من الصاغرین را بخونید و به دور خود فوت کنید


موضوعات مرتبط: نظرات کاربران

تاريخ : شنبه سوم دی ۱۴۰۱ | 8:56 | نویسنده : دائی ابراهیم |

تجارب کاربران وبلاگ دائی ابراهیم

با سلام

این پست اختصاص دارد به انتقال تجارب کاربران وبلاگ

نمونه تجارب کاربران :

علیرضا :

با سلام گرم و مخلصانه به دایی ابراهیم عزیز و خانم علوی گرامی که وقتشان را برای از بین بردن پلشتی ها و کثافات از زندگی مردم عزیز صرف می کنند ،دایی جان من به دستورات ارزشمندتان که با استفاده از آیات مقدس قرآن کریم می باشد اعتقاد قلبی پیدا کردم و مطمئن بودم و هستم و خواهم بود چون خداوند عزیز از رگ گردن به ما نزدیک تر هست و ما غیر از درگاهشان جای دیگری نداریم و همه باید به این باور قلبی برسیم ،خانمم ۳ سال درگیر بیمار های متعددی بود بالاخص روزهای آخر که بیماری قلبی نیز به آن اضافه شد و با دستور دایی جان آیه 55 سوره الرحمن را به همان اندازه 55 بار خواندم و اجرا کردم و به خدایی خدا قسم که همان لحظه درمان شد و بیماری قلبی اش از بین رفت ، آیا رفیقی بهتر از خداوند عزیز هست که دستمان را بگیرد حال که خداوند دایی را بهانه موفقیت ما بر بدی ها قرار داده به پاس من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق با تمام وجودم از این دو فرشته واقعی از طرف همه کاربران تشکر می کنم خداوند روز به روز بر موفقیتتان بیفزاید و زندگی و راهتان پر برکت یاد

پروا :

سلام دایی جان می خوام بگم من با اینکه خیلی در مورد جن و جادو شنیده بودم ولی اصلا باور نداشتم تا اینکه برام اتفاقی افتاد که یه مدت هر شب کابوس می دیدم و کلا از حالت عادی خودم خارج شدم تا اینکه شروع کردم ب قرآن خوندن و ختمش کردم تو مدت زمانی که قرآن می خوندم همیشه یه چیزایی تو خواب برام روشن می شد ولی من چون اطلاعاتی نداشتم نمی دونستم چی ب چیه و دقیقا زمانی که ختم تموم شد تمام اون کابوس ها تموم شد و از یه دنیای دیگه ب دنیای واقعی خودم اومدم الان میدونم اون موقع ها چیکار می کردم و الان میدونم یا سحری بوده یا چشم زخم..بهر حال من کاملا خوب شدم الان خیلی اطلاعاتم بالا رفته خدا بنده هاش رو امتحان میکنه حتی با جادو پس فکر نکنید همچین چیزایی نیست . اگه مشکل دارین سعی کنیدسوره ی بقره رو مرتب بخونید

بانو :

سلام اکثر ما کاربرانی که مشکل داریم و به این وب هدایت شدیم براساس خواست خداوند و کمک ائمه بزرگوارمون علیهم السلام هست،خود من چندسال قبل به خاطر مشکلات فراوان و عجیب وغریبی که باهاشون دست وپنجه نرم میکردم به حضرت علی (ع) متوسل شدم وازشون خواستم کمکم کنند و مدتی بعد ازاون خیلی اتفاقی وقتی داشتم توی نت تحقیق میکردم به وبلاگ دایی ابراهیم رسیدم و انگار گمشدم رو بعد از سالها پیدا کردم که ای کاش ایشون رو قبل ازبچه دارشدن وحتی ازدواجم پیدا کرده بودم و ازراهنمایی های ارزشمندشون استفاده میکردم و مطمئنا مسیر زندگیم بسیار تغییرمیکرد و اینقدر از هدفم که پیروی از سیره وآموزه های ائمه علیهم السلام هست دورنمیشدم اونم توسط همون خطوات شیاطین که من فکرمیکردم دارم مسیر درست رو طی میکنم ولی بعد فهمیدم چقدرجاهل ونادان بودم و راه رو اشتباهی رفتم و شیطان و لشکریانش خوب کارشون رو بلدن و به ایمان هرشخصی از روزنه ی خودش وارد میشن نه اون طوری که خود فرد تصور میکنه...
طبق آیات قرآن اگه هرشخصی لحظه به لحظه زندگیش به یاد خدا باشه و ایمانش خالصانه باشه این شیاظین هستن که از او میترسن و نمیتونن هیچ آسیبی بهش برسونن مگر درمسیر اراده خداوند که برای امتحان اون شخص هست که قدرت شیطان ولشکریانش و نیرنگ ها و وسوسه هاشون رو دست کم گرفته و میگیریم که اینقدر آلوده به گناهان مختلف میشیم و زندگی هامون هم پرازمشکلاتی هست که اکثرش هم تقصیرخودمونه،اتفاقا شگرد شیطان اینه که خودش رو درنظر ما ضعیف جلوه بده تا راحت تر بتونه ما رو شکست بده وبه اهداف پلیدش برسه،مطمئنا وقتی ما از دشمنمون اطلاعات کمتری داشته باشیم اون راحت ترمیتونه به ما نزدیک بشه وما رو به گمراهی وهلاکت بکشونه.
من به لطف خدا وتوجه مولامون حضرت علی(ع) با دایی ابراهیم آشنا شدم و چیزهای زیادی از ایشون آموختم
التماس دعای فراوون دایی محترم وسایربزرگوران،یاحق.

آمنه :

سلام ب دائی بزرگوار و کاربرای عزیز ، منم چیزی زیادی از جن نمیدونستم در حدی ک فقط میدونم جن هست تا اینکه دوستم این سایت رو بهم معرفی کرد منم مشکل داداشم ک چن وقته درگیرش بود رو ب دائی گفتم که حتی بفکر خودکشی بود با اینکه ورزشکار حرفه ای و بسیار با استعداد و پسر با ایمانی هست ولی رفتارش طبیعی نبود ک با مشورت و راهنمایی دائی ک دستورات رو دو ماه انجام داد خداروشکر همه ی اونا حالات برطرف شد و اگه من اهمیت نمی دادم و راهنمایی ها دایی نبود معلوم نبود چ بلای سر خودش میاورد

آمنه :

سلام دایی جان سایت ها دیگه ی هم هست ک کلی طلسم و دعا از این چیزا داره ک حلال و حروم سرشون نمیشه تا دیدم دلم گرفت دیگه نخوندم زود برگشتم ولی سایت شما همش قرآنی و ب آدم آرامش میده و همیشه تذکر میدید فقط برای امر حلال استفاده بشه و این خیلللی خوبه،بله منم قبلا از جن می ترسیدم ولی این چن وقته ک مطالب سایت شما رو میخونم ترسم خیلی کم شده خواهش میکنم برای اینک اطلاعات ما بیشتر بشه و بتونیم در مقابل اینجور اتفاقات از خود دفاع کنیم بیشتر مطلب بزارید.ممنونم ک ب نظرات کاربرا تون اهمیت میدید.

زهرا۱۲۱ :

من قبلا آدمی بودم که اهل نماز یا قرآن نبودم از وقتی بادایی ابراهیم آشنا شدم باخدا آشتی کردم حتما خدا میخواست نجاتم بده الان از قرآن خوندن نماز خوندن لذت میبرم،درسته اوایل که آشنا شدم به وبلاگ سوره بقره گوش میدادم از تنهایی میترسیدم شبها تو خواب دندونهامو بهم فشارمیدادم میلرزیدم که همسرم از ترس بیدارم میکرد خلاصه بگم روزهای خیلی سختی بود ولی من با قدرت تونستم از پسش بربیام وخیلی از مشکلاتم به وسیله لطف ونگاه خدا وکتاب قرآن وراهنمایی های دایی حل شد الان خداروشکر خیلی آرامش دارم خدا به دایی خیر دنیا وآخرت رو بده خیلی ازش ممنونم

اوا :

سلام دایی جان خدا قوت ، من دوسال قبل با وب اشنا شدم توی ازدواج مشکل داشتم
خواستگارا بدون دلیل برنمیگشتن یا خودم الکی رد میکردم که دست خودم نبود.خوابهای اشفته میدیدم.تو خواب اذیتم میکردن.از خدا خواستم راه حلی پیش پام بذاره که همون مواقع ناباورانه با وب شما اشنا شدم. با راهنمایی شما بزرگوار با خوندن سوره بقره،گوش کردن هرشب بقره و باطل السحرو الرقیه شرعیه صاعقه.با انجام دادن دستور قدم به قدم وغسل کردن،بعد از تقریبا ۵_۶ ماه نامزد کردم.الانم یکسال و نیمه ازدواج کردم.در موقعی که دستورات شما رو انجام میدادم متوجه شده بودم عارض دارم که تو خواب هرشب میدیدم داره ضعیفتر میشه تا اینکه از بین بردمش.البته اون دوران باشما در ارتباط بودم و باراهنمایی شما پیش میرفتم.
فقط دایی جان نتونستم حق شمارو هرچند خیلی ناچیزه درمقابل کار شما، بپردازم.
شمام گفتین بدون هماهنگی مبلغی پرداخت نشه.الان اجازه هست پرداخت کنم؟

پاسخ: علیکم
بسلامتی ومبارکی بشما و با امید به شفای همه ما از بلیات
عزیزانم الانم نیاز نیست مبلغی واریز کنین با همون دل پاکتون واسه من دعا کنین کلی ارزشش بیشتره از پوله شما هرچقدر وایز کنین در مدت زمان کوتاهی خرج میشه ولی دعایی که از ته قلبتون واسه من میکنین تا آخرت ماندگاره و من اینو با هیچ چیز عوض نمیکنم
انشاء الله فرزندان سالم و صالحی به جامعه تحویل بدین
یاعلی مدد

محمد جواد :

سلام دوستان از توسل به ائمه غافل نشید و خدا رو با با توسل به ائمه بخونید و دعا کنید
من در حرم امام رضا نماز حضرت زهرا خوندم و توسل کردم و همان شب دو تا عارض رو در خواب دیدم که به دست خودم کشتم و چند تای دیگه هم فرار کردن
قبلش شب ها ازشون کتک میخوردم و خیلی اذیت شدم
ممنون از دائی عزیز
ارادت

امیدوار تبریزی :

دایی سلام ‌منم خیلی نتیجه گرفتم نمیدونم کدومشو بگم . چندسال پیش همسر بنده بیخود وبیجهت رفت خونه مادرش وچندین ماه جدا زندگی کردیم ازدایی دعا خواستم واینکه تو سایت قبلی یه باطل السحر تفریق وجدایی بود اونو انجام دادم خداروشکر سحر جدایی ما باطل شد.
خدا ازتون راضی باشه

هلما :

سلام دایی جان دوسال پیش با شما و دستوراتتون آشنا شدم و دستوراتتون انجام دادیم.
اثراتی روی همسرم:بعد یه مدت ازم خواست بهش نماز یاد بدم و ازون موقع تاحالا ماشاالله نمازش قضا نشده و خیلی مومن شده نماز و روزه ها واجبات رو انجام میده.محرمات هم که از قبل هم انجام نمی داد.
اثراتی روی من :سنگینیها و طلسماتم باطل شده و آرامش دارم. تحصیلم که بسته بود باز شد بعد ۸ سال براحتی بچه دار شدم و سلامتیمم بدست آوردم.خانواده شوهرمم سربراه شدن.

پاسخ: علیکم
خدا رو هزاران بار شاکرم که این آیات مقدس و کلام خدا باعث شد شما با خدای خود بیشتر آشنا بشین امیدوارم بر سجاده نمازهاتون من و پدر مادرم مرحومم رو از دعای خود محروم نکنین
یاعلی مدد

ساره :

سلام دایی ابراهیم .من از دستورات وبلاگ شما استفاده می کردم و چندین بار خواب کشته شدن چند عارض رو دیدم.من با انجام دادن دستور سری از اسرار سوره یس در یک آزمون سخت شغلی قبول شدم و قرار شد شیرینی شما رو هم وقتی حقوق گرفتم تقدیم کنم که روی قولم هستم و اینکه من وقتی با وبلاگ دایی آشنا شدم نامزد بودم و بسیار سوتفاهمات بین ما پیش میومد با راهنمایی دایی متوجه شدیم همسرم جن عاشق داره ازش دور بودم و نمی تونستم براش کاری کنم اما با سوره بقره و تحصین روزانه برای هردومون از خودمون محافظت می کردم و یک توسل عمیق لحظه ای به امام رضا (ع ) کار رو تمام کرد الان یک ماهه ازدواج کردم و اومدم این خبر رو به دایی بدم و تشکر کنم ایشالا حق شما رو به زودی ادا می کنم البته مشکل جن عاشق هنوز هست و من در کنار دایی دارم ادامه می دم.

پاسخ: علیکم
مبارکها باشه عزیزم خداااااااااااااااااارو شکر که بمراد دلتون رسیدین
من هزینه نمیخوام دائی اونم از حقوق یه خانم بهییییییییییییچ وجه وقتی سر سجاده نمازتون یادم میکنین یعنی کلی ارزوی بر آورده شده کلی رحمت خدا و یه دنیا ارزش داره
یاعلی مدد

سمیه :

با سلام خدمت دایی عزیزم و کاربرای محترم.
فرمودین تجربه هامون از دستوراتتون بگیم، از آرامش و امیدوار شدن و نزدیکتر شدن به خدا گرفته تا معجزه هایی که از دستورات دیدم،مخصوصااااا مخصوصاااااااااا ذکر شریف یا صمد انت ثقتی و رجایی یا صمد. مخصوصا تو مصاحبه،تو گرفتاریا،خدا میدونه که این ذکر چقدررررررررررر گره گشاست ،قدرشو بدونین ، دایی خوبم همیشه مدیونتونم. دستور رزق اول ماه،دستور رزق خاص،کشف مطلب،دستور دندون درد.. همشون کلی گره از کارم باز کرد.خدا براتون جبران کنه دایی جانم. یاعلی.

آمنه :

سلام یکی از برکات این وبلاگ قرآنی این بود ک نمازم اول وقت شد بخصوص نماز صبح،ک کمتر روزی بیدار میشدم الان دیگه هر روز ساعت ۵ صب بیدار میشم و نمازم میخونم از وقتی با دائی عزیزم و وبلاگ شون آشنا شدم نمازم درست شد با هیچ چیز مادی نمیشه زحمت تون جبران کنم واقعاااا ازتون ممنونم و خوشحالم با شما و وبلاگ تون پیدا کردم و ب عنوان یک ایرانی ب داشتن هموطنی چون شما باعث افتخار و سربلندی من هستید خدا پدر مادر تون رحمت کنه و ب شما عمر با عزت و سلامتی بده

نازنین زهرا :

با عرض سلام وخداقوت خدمت دایی ابراهیم وخانم علوی وهمکارانشون
من همیشه از خدا میخواستم کمکم کنه تو زندگیم گره بود شوهرم بیکار بود زندگیم بهم ریخته بودم میدونستم گرهی هست واز خدا کمک میخواستم تا اینکه لطف خدا شامل حال من شد وبا سایت دایی ابراهیم بزرگوار آشنا شدم وبا دستورات وراهنمایی ایشون تونستم سحر وطلسمی که درخانه ام بود را پیدا کنم اونم تو یه لوله بخاری بسته وغیر قابل استفاده دریکی از اتاقهایم اینکه چه طور پیداش کردم مفصله فقط لطف خدا ودایی ابراهیم عزیز با راهنمایی ایشون باطلش کردم وزندگیم عوض شد شوهرم سر کار رفت بهم ریختگی زندگیم از بین رفت البته دستور کشف مطلب هم انجام دادم وفهمیدم کار چه افرادی بوده ولی به گفته دایی جان توی دلم نگه داشتم و به رویشون نیاوردم از خدا تشکر میکنم وازش میخوام عمری طولانی به دایی عزیز وهمکارانشون بده وروح مادر بزرگوارشون وقرین رحمت خودش بفرماید من تا روزی زنده ام دعا خیرشون میکنم

عبدالتواب :

سلام دائی ابراهیم عزیز ، امشب باز در خواب مورد ازار جن قرار گرفتم و بسختی از خواب بیدار شدم من واقعا از این وضع خسته شدم بگید چکار کنم ، بعضی عزیزان تجربیاتشونو از اتفاقات بدی که براشون افتاده میگن و اون باعث میشه بقیه از خوندنش بترسن و ترس از این موجوداتم باعث میشه بیشتر بیان طرفم

زهرا 14 :

سلام دایی عزیز ، سلام خانم بختیاری عزیز ، من روند درمان خودم رو اینجا قرار میدم فقط برای افرادیکه ناامید هستند تا آگاه باشند که تنها درمان قطعی کلام خداست. از خدا ناامید نباشید. من کشف زدم متوجه شدم جنیه عاشق همجنس باز دارم. همیشه خواب می دیدم خودم با یکی از افراد فامیل یا غریبه در حال رابطه هستم یا خواب می دیدم دو خانم در حال رابطه هستند و من از دیدن رابطشون در خواب لذت می بردم و فیلمهایی در این زمینه رو در واقعیت نگاه میکردم با اینکه در واقعیت خودم از این عمل متنفرم. روزی که کشف زدم و متوجه مشکل شدم تمام فیلمها و لینکها و سایتها رو از گوشیم بطور کامل پاک کردم. و شروع کردم به گوش دادن رقیه ها و سوره بقره هر روز و صوتش بر آب و اسپند پخش میکردم و استفاده میکردم.
خوابها کمتر شد تا بطور کامل قطع شد.
ناامید نباشید و آگاه باشید کلام خداوند برای بندگانش شفاست.
دایی عزیز و خانم بختیاری اجرتون با خدا

شبنم و :

تجربه ام از دستورات دایی ابراهیم
۱۰ماه پیش بعد از زایمانم اتفاقات خیلی بدی برام افتاد.یه شب نزدیک اذان صبح یچیز خیلی بزرگ جیغ وحشتناکی کشید و وارد بدنم شد و همراهش چندین موجود کوچک دیگه یه دفعه زندگیم ازین رو به اون رو شد یچیزایی مث سایه و دود و سراب میدیدم ..کارای غیر ارادی انجام میدادم حرفهایی بدون اراده میزدم چشام از حدقه زده بود بیرون و ۲۴ساعت گریه و فکر خودکشی یعنی هرثانیه یکی تو سرم بهم میگفت خودتو بکش ..فراموشی شدید گرفته بودم و نمیتونستم درست حرف بزنم دسته دسته موهام میریخت و استخوان درد که از مچ دستم شروع شد و کم کم همه مفاصلم درد گرفت وباعرض معذرت پریود نمیشدم با درد و حرکت توی رحمم.. سوتفاهم و شک های بیخودی که شوهرم بهم پیداکرد و نزدیک بود کارمون به جدایی بکشه و منم حدس زده بودم که ممکنه جادو باشه تو نت جستجو کردم که خداروشکر اتفاقی وبلاگ دایی رو پیدا کردم و شروع کردم به گوش دادن رقیه ها ..رقیه شامله رو روز اول که گوش دادم متوجه شدم که یچیزهای از رحمم خارج شد و ترشح زیادو حباب که بعدش پریود شدم،و درد توی سینه ام انگار سیخ داغ میذاشتم توی قلبم و اینقدر گلومو فشار میدادن که به سرفه میافتادم ..وقتی این علائمو دیدم مطمئن شدم که جادو شدم..مهلت رقیه شامله که تموم شد شروع کردم به گوش دادن ایات خروج که همچنان با آذیتهاشون همراه بود تکان دادن اشیا و افتادن وسیله ها و ..روز ۵یا۶ام ایات خروج یه دفعه حس کردم یچیزی از روی زانوهام و پنجه های پام بلند شد و رفت و جالب اینکه تا تمام شدن آیات خروج درد پاهام کامل خوب شد و معجزشو با چشم خودم دیدم و واقعا اونجا بود که به دستورات دایی ایمان آوردم بعد به ترتیب جن و عاشق و حرق و آیات صاعقه رو گوش دادم روز سوم از آیات صاعقه بود که همون موجودی که گفتم با جیغ وارد بدنم شده بود منو به جلو پرت کرد طوری که افتادم زمین و از بدنم خارج شد حس سبکی بهم دست داد..واینم بگم یبارم با ایات خروج از بدنم خارج شد اما دوباره برگشت اما بعد از آیات صاعقه دیگه خبری ازش نبود و مشکلات بین منو شوهرمم به لطف خدا و دستورات دایی حل شد..

تجربه دومم از آیات خروج این بود که من ۴سال درگیر یه بیماری شدم که فک میکردم آلرژی هست مدام عطسه و آبریزش بینی شدید داشتم که هرچی دکتر میرفتم و دارو میگرفتم هیچ تاثیری نداشت و مثلا چندروز در هفته اینطوری میشدم هرروز نبود..تا اینکه یروز که دوباره اومده بود سراغم شروع کردم به گوش دادن آیات خروج که بعد از دوبار گوش دادن دیدم علائمی از آلرژی نموند..فک کردم شاید اتفاقیه..اما مشکوک به سحر شدم و چند دفعه دیگه به محض شروع شدنش آیات خروج رو گوش دادم و دیدم بله با شنیدن این آیات شریف علائم از بین میره و بازم پای سحر در میان است...الانم همچنان برام این سحرو که نمیدونم چیه میزنن و منم تا گوش میدم خوب میشم و حال ساحران پست فطرت گرفته میشه

مهتاب :

با سلام اون فایله که گفتین رو دارم گوش می دم فقط میمونه حرز ابودجانه ودیگر دعا ایا حرز رو خودم باید بنویسم اگه خودم باید بنویسم ساعات را بلد نیستم اگه نه که باید کسه دیگه بنویسه یا خودتون وایرادی نداره لطفا تو این زمینه راهنمایی فرماید

پاسخ مدیر : علیک خود شما باید بنویسین به بخش ساعات دعا نویسی برین برای بخور هم به بخش بخور برین

یاعلی

مهدی :

سلام خواستم ببینم جهت بیرون کردن جن از بدن خودم بخور نیز با دستوراتی که دادین اثر بخش هست یا خیر اگر هست فقط بگین تا تهیه کنم ودیگر اینکه دیدم در همان قسمت ساعات نوشتین دعا نویس اگر اون شرایطی رو که گفتین نداشته باشه دعا بی اثر است چون من اصلا دعا نویس نیستم که تازه اون شرایط رو داشته باشم که بخوام برای خودم دعایی که گفتین رو بنویسم با تشکر از شما

پاسخ مدیر : علیکم دائی تشخیص خروج جن از بدن ساده نیس بعضی عاشقن بعضی موکل وبعضی رهگذر و ووو که هرکدام به طرق مختلفی راحت یا سخت خارج میشن درخصوص ساعات و نوشتن باید سعی کنین اگر بخواهین میتوانین

یاعلی

نظرات تاثیر 66 بار نام علی


میلاد :

سلام . فرمودید نام جلاله خدا (علی ) را 66 مرتبه باید بنویسیم . یعنی فقط لغت مبارک علی را صرفا 66 مرتبه نوشته شود. و منظور شما از نام خدا (علی ) از اسامی جلاله و صفات خداوند هست ؟

پاسخ: علیکم
بله عزیزم نام مبارک علی 66 بار نوشته میشه
یاعلی

سکینه :

سلام دایی من تهران زندکی میکنم و برای این غسل بطری بزرگتر از آب معدنی دارم که می تونم از آب شیر شهری خونمون پرش کنم.
آیا میشه این ۷ تا بطری رو از آب شربی که خودمون میخوریم پر کنم و با این بطری ها غسل کنم؟؟

پاسخ: سلام
بله میشه

مینا :

سلام علیکم دایی جان من باطل سحر رو انجام دادم شب چهارم خواب دیدم یه سگ اومده تو حیاط خونمون البته قصد حمله نداشت بابام سریع رفت طرفش و سرش رو برید گفتم بیرونش کن از خونه گفت نه میکشمش ایا سحر داشتم و از بین رفته

پاسخ: علیکم مینا

بله خدا رو شکر بأمر خدا موکل سحر کشته شد بازم باطل سحر رو تکرار کنین تا اثراتشم از بین بره

یاعلی

نظرات دستور تهیه ژلاتین خانگی

میر طاهر :

با سلام خدمت دائی ابراهیم
اول از همه اینکه چون عمدهء ژلاتین حیوانی در اثر هیدرولیز عصارهء استخوان و چربی‌های حول و حوش اون تهیه میشه باید گفت که در کتاب‌های عهد عتیق و همینطور احادیث منسوب به ائمه ذکر شده که از مصرف چربی، غضروف، استخوان و گوشت‌های چسبیده به استخوان پرهیز کنید. یه سری میگن خوراک جن هست، یه سری هم میگن که خوراک سگ و گربه و حیوانات گوشتخوار هست و در کل خوراک انسان نیست و نباید مصرف‌شون کرد!دلیل شرعیش هم این هست که اگر استخوان بشکونید داخلش پر از خون تازه هست و بر اساس حکم قرآن خون از نجاسات و خوردنش از محرمات هست. حالا بماند که ما در ایران قلم (نصفه استخوان) رو توی قرمه‌سبزی و آش و انواع خورشت و غیره میندازیم که هیچ، از چربی و غضروف و دنده‌کبابی و استخوان جوجه کباب هم عمراً نمیگذریم!اگر دقت کنید در احکام عقیقه کردن برای نوزاد که مستقیماً از کتاب‌های عهد عتیق استخراج شده و در احادیث هم اومده که سر و تمام استخوان‌ها و امعاء و احشاء ذبیحه رو دفن کنید و فقط گوشت مجاز هست! یهودی‌های معتقد، در این امور بسیار رعایت میکنن و برای همین هم هست که بر خلاف ما خیلی زیاد عمر میکنن و سالم‌تر هستن!اما برای درست کردن ژلهء حیوانی یه دستور سنتی خیلی راحت هست که دیگه کاربران درگیر بحث خرید حلال و حروم و بهداشتی و غیر بهداشتیش نشن.
دو یا سه تا پاچهء گوسفند رو تمیز کنین و بندازین تو قابلمهء آب (بدون نمک و ادویه و سیر و پیاز و غیره) و بذارین یکی دو ساعت بجوشه، وسط پخت پاچه‌ها رو تیکه پاره کنین تا سریعتر ژلاتینش داخل آب داغ آزاد بشه. در نهایت بذارین آب داخل قابلمه تا حدود زیادی بخار بشه و سطحش پایین بره، بعد مخلوط رو از توری سیمی رد کنین و آبش رو بذارین تو یخچال تا سرد بشه. بعد از سرد شدن میبینید که ژلاتین شما قوام اومده و آماده هست. برای نگهداری بلند مدت هم بریزین تو ظرف شیشه‌ای در دار مقاوم و بذارین تو فریزر. هر وقت به هر میزان که نیاز داشتین با چاقو میتونید راحت برش بزنید و استفاده کنید.
در پناه حق

پاسخ: علیکم
بله صحیحه مقداری از گوشت و محتویات اطراف استخوان سهم غذای جن هستش که در صورت خورده شدن توسط انسان این جن مجازه بیاد سر سفره با صاحب خونه غذا بخوره که بد همشینی هست و برکت غذا رو با فوت کردت بر سفره ازبین میبره
درخصوص دستور ژلاتینی شماهم تشکر
یاعلی مدد

الناز :

دایی سلام و خسته نباشید
میشه اون موادی که باید به پنبه آغشته کنیم رو یکبار برای 15 روز درست کنیم و نگهداریم؟
و اینکه جن عاشق میتونه با ما ازدواج کنه؟من غیر از اینکه تمامی نشانه های جن عاشق رو دارم تا قبل از گوش کردن به رقیه ها خواب میدیدم که عروسیم هست که داماد حضور نداره یا نمیتونم ببینمش

پاسخ: علیکم
مشکلی نیست
بله میتونه البته تو عالم خودشون و باید با دستورات قرآنی بخصوص آیات زنا جلوش گرفت
یاعی مدد

تجارب کاربران

سلام دایی مهربون کاربر وبلاگتون fereshteh69 هستم

اصلا نمیدونم از کی و چجوری پای این موجود یا موجودات به زندگیم باز شدن

شاید فقط ۱۲ یا ۱۳ سالم بود که اولین بار سنگینی یکیشون موقع خواب حس کردم تجربه وحشتناکی بود ترسیده بودم ولی بیشتر از دو یا سه ثانیه نبود با اینحال خیلی ترس برم داشته بود این اتفاق باز هم تکرار میشد

حالا شدیدتر مامانم به چند نفر سپرد برام سر کتاب باز کنن ولی اونم فقط یه مدت کوتاه اثر میکرد

حالا دیگه بزرگ شده بودم همچنان این موجود بود راهشو یاد گرفته بودم هروقت سراغم میاومد بیدار میشدم سوره جن ایت الکرسی چهارقل میخوندم میرفت زیاد نمی اومد شاید ماهی یک بار یا دو ماه یه بار

تا اینکه نامزد کردم ۱۹ سالم بود از اتفاقات اون سال نگم که چطور یهو همه غم دنیا خراب شد رو سرمون که دوتا خواهر جوون همسرم تصادف کردن و فوت کردن که مامان عزیزم که فقط ۳۶ سال سن داشت بخاطر بیماری کبدی از دست رفت این تلخترین اتفاق زندگیم بود و هست

دیگه هیچی برام مهم نبود کارم فقط شده بود گریه خدارو کلا گذاشتم کنار دیگه نه نماز میخوندم نه دعا میکردم فقط هم بهش کفر میگفتم ( خدا منو ببخشه ) اعتقاداتم روز به روز کمتر و کمتر میشد ولی خدا هنوز دوستم داشت خیلی جاها از گناه حفظم کرد به طرق مختلف بهم میگفت نماز بخون تو خوابم میامد یا از راههای دیگه ولی من بیشتر ازش دور میشدم

همون روزا بود که دوباره همون حالتها سراغم میاومد اینبار شدیدتر دیگه میدیدمشون

صداشونو میشنیدم گذاشتم به حساب فشار عصبی اینقدر این اتفاق تکرار میشد که اگه یه شب میخوابیدم و نمیامد تعجب میکردم کم کم داشت زمانش شدیدتر میشد قبلا در حد چند ثانیه بود ولی دیگه به دقیقه ها رسیده بود اون لحظه ها فقط دوست داشتم بمیرم دیگه به خودم قبولونده بودم که اینا فقط توهمی بیش نیست

سردرد داشتم هرچقدر دکتر میرفتم هیچکس نمیدونست چمه

بدنم سنگین بود از همه بدتر خوابهام بود که همش یه موجود وحشتناک یا حیوانات وحشی دنبالم میکردن خوابهای جنسی فاجعه بود بعضی اوقات با محارم که وقتی از خواب بیدار میشدم حالت تهوع میگرفتم از یاداوریش فکرای جنسی پلیدی تو سرم میامد بعضی اوقات از خودم بدم میامد گریه میکردم میگفتم خدایا یعنی من اینقدر بدم که این فکرارو میکنم و این خوابارو میبینم اخلاقم خیلی تند شده بود بیچاره همسرم که تا کوچکترین حرفی بهم میزد با داد و بیداد جواب میدادم همش دعوا میکردیم وقتی اروم میشدم خودمم از رفتارم تعجب میکردم انگار حالاتم دست خودم نبود

دعا نویسهای زیادی رفتم اخرین بار پیش یه اقایی رفتم که جلو چشمم جن از بدنم کشید بیرون اینجا دیگه باورم شد که توهم نیست تا چند روز خوب بودم ولی دوباره شروع شد تو خواب مسخرم کردن دعایی که اون استاد برام نوشته بودن و تو خواب اون عارض ازم گرفت گفت منو از این میترسونی بزارش رو چشمات گم نشه بعد هم خندید با صدای بلند، ناامید شده بودم دعاهارم ریختم اب روون رفت

دیگه علنا بهم تجاوز میکرد تو اون حالت تو ذهنم باهاش حرف میزدم التماسش میکردم قسمش میدادم قران میخوندم ولی فایده نداشت خنده های کریهش از یادم نمیره

نیمه شعبان بود همسرم نذری داشت جلو خونه رو چراغونی کرده بودیم و کیک و شربت میدادیم دلم خیلی شکسته بود با یه حالت بغضی گفتم اقا شما چرا منو فراموش کردین

من یه روسیاه ، من بد ولی شما که خوبی چرا جوابمو نمیدی شما مولای مایی ولی منو تنهام گذاشتی

اون شب خیلی گریه کردم فرداش از سردرد نمیتونستم بیدار شم گوشی دستم گرفته بودم و همینجور که اشک میریختم ناامیدانه تو اینترنت میچرخیدم

با سایت دایی ابراهیم اشنا شدم (مطمئنم اتفاقی نبود امام زمان جوابمو دادن)

شروع کردم خوندن نظرات ، دیدم چقدر مورد مشابه من هست تازه فهمیدم خوابهای جنسی و کبود شدن بدنم و فکر و خیالهای پلید و همه اینا مال عارضه باورم نمیشد موقع خوندشون تمام بدنم مور مور بود

اولش به نظرم خیلی سخت اومد هرروز سوره بقره ولی واقعا کلافه بودم پس شروع کردم

بقره گوش میدادم الرقیه شرعیه و الرقیه شدید

روزهای اول اتفاقی نیفتاد ولی کم کم خوابهای عجیبی دیدم یه سری موجودات که زخمی شده بودن یا عصبی بودن از دستم ولی هنوز نمرده بودن

شانزده روز گذشت هنوز فضای خونه سنگین بود هنوز خواب کشته شدن هیچکدوم ندیده بودم فقط زخمی شده بودن یا عصبی

دوباره اومد سراغم دوباره همون اذیتا باورم نمیشد با وجود قران باز بیاد گریه میکردم همه ائمه رو صدا میزدم قران برداشتم گفتم خدا باهام حرف بزن میخوام مطمئن شم فراموشم نکردی باز کردم این اومد( و اگر سزا میدهید مانند انچه با شما کرده اند سزا دهید و اگر صبوری کنید بی شک همان برای صابران بهتر است و صبور باش که صبر تو جز به توفیق خدا نیست و بر ایشان محزون نباش و از مکری که میکنند دلتنگ مدار (سوره نحل ایه ۱۲۶ ۱۲۷)

دوباره گریه کردم گفتم باشه صبوری میکنم ولی تو کنارم باش من جز تو کسی ندارم

با شدت بیشتری بقره گوش میدادم

هم تو بیداری هم موقع خواب، میزاشتم روی اب پخش میشد و از اون اب میخوردم بخور وهبی ۱ استفاده کردم

حالا خوابام قشنگ شده بود داشتم میدم دونه دونه دارن میمیرن خوشحال بودم نمازم اول وقت شده بود ولی هنوز دو سه تا عارض قوی داشتم خیلی مسخرم میکرد با صدای قران من تو خواب میرقصید

(اینم بگم موسیقی کلا گذاشتم کنار اونم منی که معتاد موسیقی گوش دادن بودم از صبح با صدای موسیقی بیدار میشدم تا خود شب )

۴۵ روز تموم شد هنوز اون عارضهای قوی نمرده بودن شروع کردم به گوش دادن صاعقه

شب اومد سراغم خیلی اذیتم کرد فرداش دیدم پاهام کبود شدن اونروز با جدیت بیشتری گوش دادم خودم هم از روی ایات میخوندم ولی شب باز اومد خنده های کریهش یادم نمیره تو خواب بهم تجاوز کرد با تمسخر گفت برو به دایی ابراهیمت بگو این چیزا مارو نمیسوزونه بعد دوباره همون حالت بختک بهم دست داد تمام بدنم درد میکرد پوستم از درون داشت متلاشی میشد هرچی تقلا میکردم دردم بیشتر میشد اون لحظه فقط یه ارزو داشتم مرگ

وقتی ولم کرد نا نداشتم از جام بلند شم مثله کسی که کتک خورده همه بدنم درد داشت

گریه امونم نمیداد حس میکردم همه تلاشام بی فایده بود گفتم خدا به دادم برس خدا مگه تو امید ناامیدا نیستی مگه تو یار بیکسها نیستی خدایا جوابمو بده مگه تو منو اشرف مخلوقاتت نیافریدی پس چجوریه که اجازه میدی یه موجود نجس کافر به من مسلط شه

مگه من همونی نیستم که از روحت در من دمیدی به فرشته هات گفتی به پدرم ادم سجده کنن بهترینشون بخاطر سجده نکردن بیرون کردی زمین و اسمان برام افریدی پس الان به یاریم بیا

خوابی که دیده بودم برای دایی ابراهیم نوشتم عصبانی شد گفت یه دستور بهت میدم همه شون بسوزن تا بفهمه به کی و چی داره میخنده

دستور خوندم ترسیده بودم همش میگفتم اگه بیان سراغم اگه تو بیداری هم ببینمشون یا صداشونو بشنوم سکته میکنم

خلاصه کلی کلنجار رفتم امروز امتحان داشتم از امتحان که برگشتم تصمیم گرفتم دستور انحام بدم شروع کردم ایت الکرسی خوندن نماز به نیت نجات خوندم به حضرت زهرا سلام الله علیها تقدیم کردم حضرت رو قسم دادم به امام حسین علیه السلام ، عارض تو بدنم واکنش نشون میداد ، کلا از اسم امام حسین وحشت داشت

شروع کردم طبق دستور دایی ابراهیم ایت الکرسی خوندم بعد به موکلاش گفتم همه عارضهام بخصوص اونایی که بهم تعرض کردن و دایی ابراهیم رو مسخره کردن غل و زنجیر شده بیارن اینجا همه موهای تنم سیخ شده بود یهو خونمون به شدت سنگین شد اصلا نمیتونم اون حال رو توصیف کنم خشمشون تقلاهاشون برای حمله بهم حس میکردم ولی همه شون زندانی بودن شروع کردم ایات با صدای بلند خوندن حرارتشونو کاملا حس میکردم سنگینیشون نفسهای کثیفشون مور مور شدن بدنم که بخاطر جن تو بدنم بود وحشتناک بود

ایات تموم شد اروم شده بودم جو خونه خیلی اروم شده بود خودم اینقدر سبک بودم که حس پرواز داشتم ایه هارو روی اب خونده بودم اب به دیوارها و سقف زدم همون موقع هم یه بوی سوختگی خفیف به مشامم خورد

رها شدم به لطف خدا و کمک دایی ابراهیم عزیز

نماز شکر خوندم دوباره قران دستم گرفتم گفتم خداجونم دفعه پیش گفتی صبوری کن کردم الان بگو واقعا تموم شد ؟ صفحه رو باز کردم ، اولین ایه سوره فتح اومد ( حقا ما تورا پیروزی دادیم پیروزی درخشان ) اشکام بند نمیامد

خدا واقعا کمکم کرد خدا تنهام نگذاشت

خدا دایی ابراهیم سر راهم قرار داد از همون خدا برای دایی ابراهیم عزیز سلامتی و طول عمر خودشون و خانوادشونو ارزو میکنم

دوستان عزیزی که اینارو خوندین ببخشین که طولانی شد ولی میخوام بهتون بگم همونجور که خدا به منم گفت ، صبوری کنید و از رحمت خدا ناامید نشین هیچ نیرو و قدرتی بالاتر از نیروی خدا نیست و کلام خدا حق هست و به دستورات دایی ابراهیم ایمان داشته باشین

من تا روزی که زنده ام سوره بقره رو ترک نخواهم کرد

لاله

شنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۶

سلام به دایی ابراهیم عزیز و مشاورین محترم وبلاگ من میخوام تجربه مو از انجام چند تا از دستورات وبلاگ بگم. اول دعانویس بدی طبقه زیرین ما مستاجر بود که گفتین روزانه سه بار سوره بقره رو بلند تو خونه پخش کنم و با انجام این کار یک ماه بعد و زودتر از تمام شدن مدت اجاره با خانمش دعواشون شد و از ساختمان ما رفتن و سر و صدای سقف و در و دیوار خیلی خیلی کم شده. تجربه بعدم اینه که با وجود این که شاغل هستم درآمدم بسیار کم بود و وقتی مدت اجاره داشت تمام میشد و مشکل رهن و اجاره داشتم و همه چیز طبق حساب و کتاب عقل و رویه کار بد به نظر میومد و نمیدونستم استعفا بدم یا ادامه بدم؟وضعیت بهتر میشه یا نه؟ نماز استخاره وبلاگ خوندم و با حیرت به سمت راست چرخیدم به معنای اینکه استعفا ندم نفسم به شماره میفتاد و عرق سرد و گرم می کردم سر نماز، الان بعد یک ماه تعرفه های شغلمو بالا بردن و مشکل رهن و اجاره م حل شد و ضمنا شب جمعه ای یک یاسین هدیه کردم به امام حسن مجتبی(ع) و ازشون کمک خواستم فرداش با وجود اینکه روز تعطیل بود پیشنهاد کاری بهم شد که هنوز هم برام عایدی داره. همچنین من و همسرم مشکوک به سحر بودیم هر دو دستور باطل السحر با سوره یس انجام دادیم و سپس برگشت سحر به ساحر با ریاضت سوره زلزله انجام دادم خواب خانواده عمه و خاله همسرم رو زیاد می دیدیم الان بعد حدود دو ماه فهمیدم مشکلات مالی شدید و عدیده ای برای خانواده عمه ش پیش اومده و همون موقع عمه شوهرم فهمیده یه تومور تو سرش داره و دچار لکنت زبان شده. همسرم که دست به هر کاری می زد نمیشد خواب دید یه شپش بزرگ از تو لباساش پیدا کرده و کشته الان درآمد داره که فشار روانی از رومون داره برداشته میشه الان در حال انجام دستور تطهیر هستم تا با قدرت کنارتون ادامه بدم درمانمونو.خیلی ازتون سپاسگذارم و یادم نمیره در حد توان حقتونو ادا کنم.

پاسخ:

علیکم
الحمدولله
بسلامتی و شفا از خدای شافی
یاعلی مدد

نویسنده:پرنده سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ساعت: ۱۴:۱۶

سلام دایی من همیشه خواب میدیدم یک مرد دنبالم میکنه ومیخواد منو بکشه سقط مکرر هم داشتم فرمودید تابعه هست .دستور تابعه را انجام دادم خواب دیدم از دستش فرار کردم ودیگه خوابش را ندیدم. وهمچنین فرمودید عارض دارم دستور عارض را هم انجام دادم خواب دیدم چهار تامرد دوره ام کردند با خنجر ، بهم یه قرص دادند گفتند یابخور وخودت را بکش یا با خنجر میکشیمت .بازهم انجام دادم واز شرشون راحت شدم. دستور عبس را هم انجام دادم همون شب اول خواب دیدم ۵ تا زن برام سحر درست کردندکه در شب های بعدی چهره شون برام مشخص شد.شب سوم هم خواب دیدم که فضایی ها اومدند خونه پدریم ودوتا بمب انداختند داخل خونه وفرار کردند وپشت سرش خادمان عبس اومدند بمب ها را خنثی کردند.(همیشه دوتا برادرام دعوا راه می انداختند ونمیذاشتند ارث تقسیم بشه)چند روز بعد همه جمع شدیم وبه خوبی وخوشی ارث پدرم را تقسیم کردیم.در صورتی که ۴ سال سر ارث دعوا داشتیم.واین از برکت دستورات خوب شما بود.یه دوره دیگه چله عبس گرفتم وخواب دیدم روز عقدم برامون طلسم بستند ولی چون در دسترس مانیست کاریش نمیتونیم بکنیم.دایی به نظرتون این طلسم را چیکار کنم؟
برای همین لازم دونستم حق الزحمه ای در حدتوانم تقدیم کنم.واقعا از شما ممنونم

با سلام

کابر صحرا از دکمه ارسال خصوصی استفاده کردن این گزینه رو نمیشه پاسخ بدیم

لطفا دیگه دیگه خصوصی رو انتخاب نکنین

نویسنده:صحرا یکشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۲ ساعت: ۱۳:۳۲

سلام علیکم استاد بزرگوار و همکارانش خواستم تجربه ای که که قبلا داشتم از یکی از دستورا که انجام دادم اما نمیدونم چرا اینجوری شد لطفا راهنمایی و راهکار بهم بدین ممنونطبق یکی از دستورات ۰شما خواستم محلی که در خواب بهم ن۰شون دادن که یکارایی کردن با استفاده از سوره بقره که ۰شب تا ۰صبح گذاشته بودم شخصی اومد در خواب با لباس سفید و موهای بلند رو گردن مرد بود گفت اینارو واسه تو درست کردن ۰شبیه طلسم بود پشت موکت ۰صبح همون محل همون قسمت ولی چیز خاصی نبود با همون رنگ زرد بود ولی مال خود موکت بود و طبق یکی از دستورات شما خواستم همون اتاق رو پاکسازی کنم که دو روز بعد حالم بد شد و یه مار بزرگ از بالا افتاد تو حیاط که لا گفتن برو رفت و چند روز بعد یه افتاد پرست اومد تو خونه جوری بهم نگاه می‌کرد عادی نبود اصلا قبل اینک پاکسازی کنم قرآن درمانی کرده بودم که وضعیت بهتر شده بود ولی با ریختن آب و نمک و آیه هایی که خونده بودم اونجوری شد لطفا راهنمایی کنین ممنون

نویسنده:امید چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۲ ساعت: ۲۰:۱۷

سلام داییمی خوام یه تجربه یا معجزه براتون تعریف کنم

سال 1400 خانومم رفت دکتر بخاطر این ک بچه دار نمشدیم و دکترش گفت شما امکان نداره طبیعی بچه دار بشین وما خیلی ناراحت رفتیم پیش بهترین دکتر در تهران اونم حرف دکتر قبلیو زد خیلی ناراحت بودیم یه سفر رفتیم مشهد تو هتل داشتم با گوشی سرچ میکردم تا اینکه با وبلاگ شما اشنا شدم و عمل بچه دار شدنو نو وبلاگ شما دیدم ونیت ونذر کردم پیش امام رضا عگذشت برگشتیم از سفر و عمل رو انجام دادیم و همین جور ناراحت و نا امید و بعد از دو ماه متوجه شدیم ک خانومم بارداره ورفتیم پیش دکترش وقتی دکتر برگه سنوگرافیو دید متعجب شد میگفت اصلا امکان نداره و خدارو شکر فرشته ما به دنیا اومده ممنون از وبلاگ خوبتون از خدا می خوام همیشه سلامت باشین تا عزیزانی ک مشکل دارن بتونن از مطالب خوبتان استفاده کننجا داره اینجا هم تشکر کنم از هدیه ای برای فرشتمون ارسال کردین

پاسخ: سلام

فرشته خوش قدمتون مبارک الهی بحق سلطان خراسان دخترتون پر برکت باشه

یاعلی مدد

نویسنده:لاله جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲ ساعت: ۰:۴۱

سلام دایی ابراهیم عزیز، من دستورات وبلاگ رو انجام می دادم و الان چند وقته فقط با سوره بقره دارم پیش میرم.من چند وقت پیش به دستور این پست عمل کردم برای برگشت سحر به ساحر، چون همسرم مدام خواب خانواده خاله و یکی از عمه هاشو می دید و با راهنمایی شما پیش می رفتم، بعد این دستور عمه ش لکنت زبان گرفت و تا الان شدیدتر شده و مشکلات مالی شدیدی پیدا کردن، الان هم پسر خاله ش با یه مبالغ سنگین میلیاردی ورشکست شده، من از خدا خواسته بودم همون چیزی که واسه همسرم درخواست کردن به سر خودشون بیاد چون رزق و روزی همسرم بسته شده بود و ما آزارهای بسیار دیدیم. این پسر خاله وضع مالی خوبی داشت و تصورش برام سخت بود که چطور اثر سحر بستن رزق میخواد بهش برگرده و کارگر بشه ولی واقعا بهش برگشته، باور کنید دستی بالا دست خدا نیست، قرآن کلام خداست و این دستور بسیار موثر هست. ممنونم از دستورات خوبتون قلبم آروم شد و مطمئنم که خدا ما رو رها نکرده.خواستم اینجا بگم که از این دستور نتیجه گرفتم و دلگرمی باشه واسه بقیه کاربران.

پاسخ: علیکم

وقتی دلتون با خدا باشه وبا ایمان کلامشو بخونین ساحر وکافر چنان چوبی میخورن که درمان نداره حقشون مرگهآفرین برشما دایی جان از قرآن کریم غافل نشینیاعلی مدد


موضوعات مرتبط: پستهای عمومی
برچسب‌ها: تجارب کاربران

تاريخ : جمعه دوم دی ۱۴۰۱ | 2:42 | نویسنده : دائی ابراهیم |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
<< مطالب جدیدتر         مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.